امام مهدى(عليه السلام) مى فرمايد: (ما أَرْغَمَ أَنْفَ الشَّيْطانِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّلاةِ، فَصَلِّها وَأَرْغِمْ أَنْفَ الشَّيْطانِ) ;
هيچ چيز به مانند نماز، بينى شيطان را به خاك نمى سايد، پس نماز بگذار و بينى ابليس را به خاك بمال.

دکتر خسروپناه
متن سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین خسروپناه در حضور مقام معظم رهبری و نخبگان و اساتید حوزه علمیه قم فرستادن به ایمیل

بسم الله الرحمن الرحیم
و من یوت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا
حوزه علمیه در دوران معاصر با توجه به تحولات فکری و فلسفی در دنیا، مسئولیت‌های دشوار و رسالت سنگینی بر عهده دارد که بخشی از آن، تقویت، توسعه و ترویج علوم عقلی و حِکمی اسلامی است. علوم عقلی در سه دهه اخیر ایران، به برکت پیروزی انقلاب و مدیریت شایسته رهبران حکیم، بیش از سه سده اخیر، رشد و بالندگی و فعلیت یافته است. مراکز و مؤسسه‌های تخصصی و انجمن‌های علمی در حوزه علمیه که موفق شدند حکمت اسلامی را با رویکرد انتقادی نسبت به فلسفه و الهیات غرب به طلاب جوان و مستعد منتقل کنند و پژوهش‌های توصیفی، تحلیلی و انتقادی ارزشمندی را به زیور طبع بیارایند؛ شاهد بر ادعای ماست.

شاهد دیگر اینکه حوزه عقلی در دهه‌های اخیر توانست در برابر دو فتنه فکری و فلسفی معاصر سرافراز بیرون آید:


نخست، توانمندی حکمت اسلامی در مقابله با تفکر مارکسیستی و سوسیالیستی است که اندیشه برخی از متدینان را نیز به التقاط کشاند. بزرگانی همچون علامه طباطبایی و استاد مطهری با بهره‌گیری از میراث گذشته اسلامی یعنی منطق، فلسفه، عرفان و کلام توانستند به نقد اندیشه‌های هگل و مارکس بپردازند و نسل زمان خود را از انحراف اعتقادی دور سازند.


دوم، پاسخ‌گویی علوم عقلی اسلامی به شبهات فلسفی و الهیاتی جدید است که از مکاتب چهار سده اخیر غرب یعنی تجربه‌گرایی، عقل‌گرایی، مکتب انتقادی، پوزیتیویسم، تحلیل زبانی و اگزیستانسیالیسم گرفته و در دو دهه اخیر با ادبیات بومی، متهاجمانه وارد سرزمین ایران اسلامی شدند؛ تهاجمی که می‌توانست پروتستاتیزمی دیگر در تشیع و جهان اسلام به وجود آورد. حکمای متأله معاصر در حوزه علمیه توانستند این هجمه فکری- فرهنگی را نیز پاسخ گویند.  


اما همه این ظرفیت‌ها، توانمندی‌ها و بالندگی‌ها، نباید کاستی‌ها و کمبودها را از دیدگان ما پنهان سازد. اکنون به اختصار به بیان چند کاستی و بایسته در حوزه علوم عقلی اشاره می‌شود:
1- حوزه علمیه هنوز به مهندسی و نقشه جامع آموزشی، پژوهشی و تبلیغی در عرصه علوم عقلی دست نیافته و نیازهای حِکمی جهان را با رویکرد اسلامی، شناسایی و طبقه‌بندی نکرده است.
2- فلسفه و کلام و عرفان اسلامی باید بتواند با تغییر ساختار علمی خود، صدها پرسش جدید مطرح شده از سوی مکاتب غربی و شرقی را با روش و رویکرد اسلامی پاسخ دهد.
3- فلسفه اسلامی باید با توجه به واقعیت‌های خارجی و نیازهای فردی و اجتماعیِ انسان معاصر و با بهره‌گیری از مباحث انتزاعی بتواند فلسفه‌های مضاف به علوم و امور را- که حدود چهل دانش هستند- تأسیس کند و توسعه دهد. فلسفه‌های مضاف به علوم می‌توانند منشأ تحول در علوم اسلامی و علوم انسانی و علوم طبیعی و مهندسی گردند. برای نمونه: فلسفه فقه می‌تواند نظام ساختارمند و روش منطقی برای فقه جامع‌نگر و مشتمل بر فقه توسعه، فقه فرهنگ، فقه پزشکی و فقه تکنولوژی را در کنار فقه طهارت تا دیات به ارمغان آورد. فلسفه علوم انسانی اسلامی نیز می‌تواند زمینه‌ساز تدوین مبانی متافیزیکی و تأثیرگذار بر علوم انسانی گردد. ما امروزه همچنین برای تحول علوم عقلی به فلسفه مضاف علوم حکمی نیازمندیم.
4- زمانی علوم عقلی، منحصر به خواص و نخبگان بود و اینک چنین نیست. فلسفه، پرونده جدیدی برای کودکان باز کرده است تا آنها از این دوران به چگونگی اندیشیدن و فلسفیدن دست یابند. امروزه عرفان از مجامع خاص و شیوه چله‌نشینی بیرون آمده و در لایه‌های سطحی زندگی عمومی مردم نفوذ کرده است. مباحث کلام سنتی و جدید نیز همین وضعیت را پیدا کرده است. فلاسفه، عرفا و متکلمان مسلمان نمی‌توانند نفوذ اندیشه‌های هرمنوتیکی و تحلیلی و معنویت‌های کاذب فرا روانشناختی و تصوف فرقه‌ایی را در میان پیر و جوان و زن و مرد جامعه ما نادیده بگیرند و باید علوم حِکمی، خود را در سطوح مختلف به جامعه عرضه نمایند. تا کنون بیش از 4500 عنوان کتاب در باره عرفان‌های نوپدید در کشور چاپ شده یعنی ده برابر کتاب‌هایی که آمریکا برای فروپاشی شوری منتشر کرد. توجه به ابعاد امنیتی این جریان‌ها، نباید اهمیت بُعد فرهنگی آنها را بر مدیریت حوزه پنهان سازد.
5- مدیریت حوزه علمیه و مؤسسه‌های علوم عقلی در راستای بایسته‌های علوم عقلی چند وظیفه مهم را بر عهده دارد:
یکم: ضرورت مدیریت علوم عقلی به لحاظ نیازهای فکری و معنوی دنیا و از جهت منابع انسانی و از حیث اهداف و اصول راهبردی به منظور فراگیری علوم عقلی توسط طلاب در کنار تحصیل فقه و اصول
دوم: تغییر شیوه و فرآیند آموزشی علوم عقلی یعنی: آموزش منطق و کلام و فلسفه، در سطوح مختلف حوزه به لحاظ روش و محتوا.
سوم: برنامه‌ریزی برای ترویج علوم عقلی به ویژه کلام اسلامی در حوزه‌های شهرستان‌ها با محوریت حوزه علمیه قم، جهت مقابله با جریان‌های ضدفرهنگ؛ مانند: شیطان‌پرستی، ادیان ایران باستان، عرفان‌های نوپدید، بهائیت، تصوف فرقه‌ای، ابتذال فرهنگی در سینما و موسیقی و رمان، وهابیت، مدعیان مهدویت‌گرایی
چهارم: ضرورت تأسیس مدرسه عالی حکمت اسلامی با هدف توسعه رشته‌های علوم عقلی و اکتفا نکردن به دو رشته فلسفه و کلام اسلامی و توسعه هیأت‌های علمی، به منظور تدوین کتاب‌های درسی علوم عقلی و نشریه‌های حکمت و کلام اسلامی متناسب با نیازهای عقلی معاصر و تربیت فضلای جوان جهت مقابله به تهاجم عقلی غرب و شرق
پنجم: ضرورت تربیت محققان و اساتید حِکمی، جهت ترویج علوم عقلی اسلامی در جهان اسلام و غرب و معرفی و ترجمه اندیشه‌های حکمای اسلامی و تعامل مراکز عقلی حوزه با مراکز عقلی دنیا.
ششم: نظارت بر مراکز علوم عقلی و کنترل ورود طلاب جوان و مستعد که پشتوانه فلسفی و علوم عقلی  ندارند، به عرصه‌های علوم انسانی و دین‌شناسی تطبیقی و عرفان‌های نوپدید.
هفتم: امروزه برای رسیدن به تمدن نوبنیاد اسلامی بدون شک به عقلانیت اسلامی تمدن‌ساز در همه عرصه‌های نظر و عمل نیازمندیم. همه فرهیختگان می‌دانند با عقلانیت اشعری جبری مسلک و عقلانیت صوفیانه دنیاگریز و عقلانیت مدرن و پسامدرن وحی‌ستیز، نمی‌توان به تمدن اسلامی دست یافت. مدیریت علوم عقلی برای مقابله با مدل‌های گوناگون عقلانیت باید با بهره‌گیری از میراث گذشته و روش عقلی و رویکرد قرآنی و روایی و احتراز از التقاط به تحول و بالندگی علوم عقلی بپردازد.


با تشکر از حوصله و دقت حضرتعالی و دوستان عزیز
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
عبدالحسین خسروپناه
2/8/1389