امام مهدى(عليه السلام) مى فرمايد: (مَنْ كانَ في حاجَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ كانَ اللّهُ في حاجَتِهِ) ;
هر كسى كه به دنبال حاجت خداوند عزّوجلّ باشد، خداوند نيز دنبال كننده و برآورنده ى حاجت او خواهد بود.
دکتر خسروپناه
بررسي عوامل توهين به مقدسات اسلامي فرستادن به ایمیل

بسم الله الرحمن الرحیم
بررسي عوامل توهين به مقدسات اسلامي
جريان فراماسونري عامل اهانت به قرآن
جام جم آنلاين: اهانت به مقدسات دين اسلام اگرچه امر تازه‌اي نيست و در طول تاريخ اسلام دشمنان به روش‌هاي مختلف دست به اين قبيل حركت‌ها زدند، اما در دوران اخير اين بي‌احترامي‌ها و اهانت‌ها در شكل جديد و به طور فزاينده‌اي در حال گسترش است كه نشان از بغض و كينه بيشتر دشمنان اسلام و قرآن مي‌دهد. در پي اهانت اخير به ساحت مقدس قرآن كريم كه در كشور آمريكا انجام شد، در بررسي و تحليل اين موضوع از طرف روزنامه جام جم گفتگويي را با حجت‌الاسلام و المسلمين عبدالحسين خسروپناه انجام داديم. گفتمان مصلحت در پرتو شريعت و حكومت، اصطلاح‌نامه فلسفه، انتظارات بشر از دين، جامعه علوي در نهج‌البلاغه، گستره شريعت، كثرت‌گرايي ديني، پلوراليسم ديني و سياسي و اخلاق در قرآن از جمله كتاب‌هاي منتشره وي است. براي ورود به بحث در ابتدا ضروري به نظر مي‌رسد كه تحليلي از علل دشمني‌ با انقلاب اسلامي و اسلام داشته باشيد؟يكي از مهم‌ترين بركات انقلاب اسلامي ايران، احياي جايگاه دين الهي در جامعه و جهان بشر معاصر بود، يعني قبل از پيروزي انقلاب اسلامي و قيام حضرت امام خميني(ره) يكي از بديهيات مباحث جامعه‌شناختي سكولاريسم و سكولاريزاسيون بود، يعني هم عرفي‌گرايي و جدايي دين از نيازهاي اجتماعي دنيا و هم عرفي شدن و بهره بردن از عرف اجتماعي براي معضلات و نيازهاي بشر مطرح بود و در مخيله كسي هم نمي‌گنجيد كه روزي فرا برسد كه دين در اداره جامعه حضور داشته باشد. كليساي كاتوليك، پروتستان و ارتدوكس هم تسليم اين پديده شده و منفعلانه به گوشه‌اي خزيده بودند و ديگر به اين نكته كه شايد بتوانند بار ديگر هم حضور دين را در صحنه سياست، اقتصاد و جامعه بپذيرند، توجهي نداشتند.
وقتي كه انقلاب اسلامي ايران به ثمر نشست، تمام اين معادلات جامعه‌شناختي و سياسي دنيا را به هم زد و به دنيا نشان داد كه دين الهي هم مي‌تواند حضور فعالي داشته باشد و در عرصه سياست، اقتصاد، مديريت، حقوق، فرهنگ، توسعه و... اظهارنظر كند و همين سبب شد كه حتي تعريف پديده‌اي مثل سكولاريسم عوض شود مثلا بعد از انقلاب اسلامي مي‌بينيد كه ميان علم و دين پيوند وثيق‌تري برقرار شد، همچنين ميان علم و دين، هنر و دين، سينما و دين نيز همين طور پيوند وثيقي ايجاد شد.
سينماي ديني و سينماي معنويت‌گرا از دستاوردهايي است كه در دو، سه دهه اخير پديد آمده و در واقع همه اينها از بركت حيات اجتماعي است كه دين اسلام در جهان معاصر از خود نشان داد. وقتي كه اين پديده اتفاق افتاد، در واقع غربي‌هاي سكولار و فراماسونر به مقابله با اسلام و انقلاب اسلامي پرداختند.
مقدسات يك دين بخشي از فرهنگ و زندگي مردم تابع آن دين محسوب مي‌شود. به نظر شما عامل و ريشه اصلي جريان‌هاي ضدفرهنگ در دنياي امروز چيست؟

يكي از نكات مهمي كه بايد به آن توجه كنيم، اين است كه امروزه عامل و ريشه اصلي همه جريان‌هاي ضدفرهنگ در دنيا جريان فراماسونري است.
جريان فراماسونري اگرچه در گذشته در قرن يازدهم به معناي يك سازمان صنفي به كار مي‌رفت ولي از قرن هجدهم به بعد در كشورهايي مثل فرانسه، هند، آلمان، هلند، سوئد، پرتغال، ايتاليا و... گسترش يافت و به صورت لژهايي كه از مرز 1600 هم گذشت درآمد، اين لژها وظيفه داشتند كه با مخفي كردن اصول و عقايد خود در واقع يك جنبش جديدي راه بيندازند. فراماسونري، ابتدا جنبش‌هاي روشنفكري و اكنون جنبش‌هاي معنويت‌گراي نوظهور را مطرح كرد.
مي‌دانيد مثلا در ايران ميرزاملكم خان اولين روشنفكر تحصيلكرده پاريس است كه اولين لژ فراماسونر ايران را با حمايت ميرزا آقاخان صدراعظم تاسيس كرد كه همه فعاليت‌هايش هم مخالف با مصالح جامعه بود كه به دستور ناصرالدين شاه لژ آن تعطيل شد، اما بعد با پيگيري ميرزاحسن‌خان مشيرالدوله مورد عفو قرار گرفت و بعد سفير ايران در مصر و انگلستان شد و در سلطنت مظفرالدين‌شاه سفير ايران در رم گشت كه خيانت‌هاي متعددي مرتكب شد.
بعد وقتي كه دولت پهلوي دوم سر كار آمد، مي‌بينيد كه تمام لژ‌هاي فراماسونري در ايران پايگاه مي‌زنند، مانند لژ پهلوي، لژ سعدي، لژ بوعلي و كذا و كذا كه عمده رجال و فعالان سياسي و نمايندگان مجلس شورا و سنا همانند حسنعلي منصور و عباس آرام و شريف امامي در آن عضويت داشتند. طرح كاپيتالاسيوني كه در جهت حفظ منافع دولت‌هاي غربي بويژه انگلستان و آمريكا بود، از همين طرح‌هاي فراماسونري بود.
هدف اين گروه چه بود؟
همه اينها دست به دست هم دادند كه به شكلي دين را به حاشيه برانند، اصلا پيام اصلي فراماسونري مقابله با اعتقادات مشترك ميان اديان بود؛ تقديس شيطان، احياي الهه‌هاي ملل باستان، اعتقاد به اومانيسم و ماترياليسم، عدم اعتقاد به روح و امور فرامادي و.... اينها اعتقاد به حضرت سليمان(ع) داشتند، اما نه به عنوان نبي بلكه به عنوان پادشاه، جادوگر و ماسون اعظم.
علاقه افراطي به علوم طبيعي و تفكر ماترياليستي، اومانيستي و سكولاريستي كه در فراماسونري بود بر علم، سياست، اقتصاد و همه امور زندگي بشر خود را نشان داد. چنين حاكميتي در اختيار اينها بود، بعد انقلاب اسلامي كه پيروز شد و دين اسلام خود را نشان داد ديدند كه معادلات جهاني به هم خورد و حكومت جهاني شيطاني كه يكي از مهم‌ترين اهداف ماسون‌ها بود، به هم ريخت. آنها اصولا با اين هدف حزب صهيونيست را راه انداختند و فلسطين را اشغال كردند و كشور دروغين اسرائيل را درست كردند و شعار كشف معبد سليمان را در مسجدالاقصي مطرح كردند، همه اينها در واقع طرح‌هايي بود كه با مبناي سكولاريستي، اومانيستي و ماترياليستي شكل گرفت.
به نظر مي‌رسد كه دشمني با انقلاب اسلامي به خاطر احياي اسلام بود كه باعث شد معادلات جهاني به هم بخورد و هدف و آينده متصور دشمنان تيره و تار شود؟
بله! مسلما، شما كاملا فضا را تصوير كنيد كه دنياي قبل از انقلاب اسلامي چه فضايي بود، انقلاب اسلامي اين فضا را به هم زد، انقلاب اسلامي با چه پيامي اين فضا را به هم زد؟ پيام انقلاب اسلامي پيام قرآن و الهي بود، قرآني كه تحريف نشده نه تعريف به زيادت و نه تعريف به نقيصه در آن صورت گرفته و بيانگر اسلام جامع‌نگر است و قرآني كه تدوينگر حقايق انساني و نيازهاي فطري بشر است يكدفعه ظهور كرد و تمام معادلات را به هم زد.
آن وقت در آمريكايي كه مركز فراماسونري بود و روساي جمهورش عمدتا فراماسونر و در اهداف فراماسونري قدم برمي‌داشتند، مشاهده شد در برابر يك دين عظيم الهي به نام اسلام ايستادند و متوجه شدند كه مسيحيت و يهوديت ديگر افول كرده و يهود به يهود صهيونيستي و مسيحيت هم به مسيحيت صهيونيستي آميخته شد، ديگر نه كاري از مسيحيت به عنوان دين الهي بر مي‌آمد و نه كاري از يهود.
مركزيت اسلام هم كه اسلام تشيع بود، در ايران مستقر بود، بنابراين ايران را از لژهاي فراماسونري و جريان‌هاي روشنفكري الحادي و سكولاريستي اومانيستي پر كردند، امام خميني(ره) كه انقلاب كرد پايگاه تشيع را پايگاه قرآن كرد. كشورهاي سني‌نشين هم بيدار شدند، جريان اخوان‌المسلميني كه تقريبا مرده و به حاشيه رفته بود، بار ديگر جان تازه گرفت و احيا شد.
انشعاباتي از آن مثل حماس و جهاد اسلامي پيدا شد و در فلسطين دست به كارهاي مهمي ‌زدند كه اكنون به اين قدرت رسيدند كه دولت مستقلي را در غزه تشكيل دادند يا در لبنان.
* اين انقلاب حيات دوباره‌اي به تمام مستضعفين جهان داد كه مي‌توانند در مقابل ظلم و فساد بايستند!

شهيد موسوي در خاطراتش درباره تشكيل حزب‌الله مي‌گفت كه وقتي ما مي‌خواستيم حزب‌الله را با فرامين حضرت امام خميني(ره) تاسيس كنيم، حتي برخي روحانيون و روشنفكران لبناني هم مخالف بودند. شهيد موسوي مي‌گفت كه وقتي از توصيه‌هاي امام(ره) بهره برديم و حزب‌الله را راه انداختيم هيچ موافق و همراهي نداشتيم، اما با پيام قرآن و تشيع جرياني را راه انداختيم كه مي‌بينيد حملات متعدد و دوره‌هاي متعدد اسرائيل به جنوب لبنان حمله مي‌كند يك وجب خاك را نمي‌تواند از لبنان بگيرد و با افتضاح عقب‌نشيني مي‌كند. اينها همه دستاوردها و كاركردها و پيامدهاي رويكرد قرآني است كه اسلام جامع‌نگر را به دنيا عرضه كرده است.
‌ مقاومت جريان فرماسونري در مقابل اين جريان اسلامي به چه شكل بود؟
آمريكا و اسرائيل وقتي ديدند با اين پديده روبه‌رو شدند و ديگر جريان فراماسونري لو رفته و جريان انحرافي آنها و تفكر مسيحيت صهيونيسم و يهود صهيونيسم آسيب ديده و ديگر نمي‌توانند به لحاظ نظامي گامي بردارند، وارد فعاليت‌هاي فرهنگي شدند. خواهش مي‌كنم به اين پروسه دقت كنيد، البته جنگ نظامي عراق عليه ايران را در طول 8 سال ايجاد كردند و موفق نشدند. كودتاهاي مختلف، حضور منافقين در ايران و... را ايجاد كردند كه هيچ كدام از اين طرح‌ها جواب نداد و در نهايت به كار فرهنگي در جهان اسلام روي آوردند.
در حوزه فرهنگي دست به چه كارهايي زدند و چه مشكلاتي را ايجاد كردند؟
چند كار مهم را صهيونيست‌ها و فراماسونرها انجام دادند، يكي از اين كارها اين بود كه قرائت‌هاي مختلفي از اسلام ارائه كردند. اسلام خشونت‌طلب وهابي‌گري را با رهبري ملا عمر و بن‌لادن ايجاد كردند كه همراه با حركت‌هاي تروريستي بود و هاليوود هم چقدر از اين داستان سوء‌استفاده كرد و در واقع معرفي خشونت‌‌طلبانه از اسلام ارائه كرد و كليپ فتنه را در همين زمينه ساختند و تا حدودي در اين كار موفق شدند، چون طالبان در افغانستان جنايت‌هاي متعددي مرتكب شدند و آمريكا با بهانه دفاع از حقوق مردم افغانستان وارد اين كشور شد و به بهانه‌هاي مشابهي وارد كشور عراق هم شدند كه مستحضريد سال‌ها در اين كشورها حضور دارند و با اين‌كه مشكل آنها را حل نكردند بر جنايت و خيانت هم افزودند و فعاليت تروريست‌ها هم چند برابر شد كه در خبرها اينها را مي‌شنويد.
كار دومي كه اينها انجام دادند اين بود كه معنويت‌هاي بديلي را در برابر معنويت سياسي اسلام ارائه كردند. فرقه‌هاي مختلفي صوفي‌گري و عرفان‌هاي كاذب را ايجاد كردند تا جايي كه سرباز بازنشسته پنتاگون، عرفان اكنكار را مطرح ‌كرد. همچنين معنويت‌هاي فراروانشناختي مانند هيپنوتيزم، مديتيشن، يوگا، انرژي درماني و... را مطرح ‌كردند. عرفان‌هاي نوظهوري كه در جنوب شرقي آسيا مثل هندوستان شكل مي‌گيرد را اول در اروپا و آمريكا مطرح كردند و بعد آثارش را روشنفكران غرب‌زده به زبان فارسي ترجمه و اين تفكر را در ايران راه‌اندازي و دنبال كردند كه به هر حال جوان‌ها و مردم به جاي نماز، روزه، دعا و هيات عزاداري به دنبال اينها بروند.
خيلي جالب است كه معنويت‌هاي نوظهور عمدتا در هند شكل پيدا كرده، اما اينها وارد آمريكا و اروپا و از آنجا به كشورهاي اسلامي و ايران ترجمه مي‌شود. اينها نشان‌دهنده اين است كه اتاق فكري وجود دارد كه اينها را مديريت و رهبري مي‌كند. اين كار دومي بود كه در برابر اسلام معنوي سياسي، معنويت‌هاي نوظهور غيرسياسي منحرفي را رواج دادند.
اهانت به مقدسات اسلام چندي است كه در غرب آغاز شد و شايد با كار سلمان رشدي آغاز شد و بعد در سال‌هاي اخير با كاريكاتورهاي موهن به پيامبر اسلام(ص) دوباره آغاز شد و اكنون با آتش‌سوزي و اهانت به قرآن كريم ادامه يافت؟ علل اين كارها چيست؟
غير از اين كارها و تاكتيك‌هايي كه عرض كردم دشمنان انجام مي‌دهند، اخيرا به اين فكر افتادند كه به شكلي آب را از سرچشمه ببندند، به اين فكر افتادند كه بگويند كه تمام مشكلات جهان از مسلمان‌هاست و تمام مشكلات مسلمان‌ها از قرآن است، پس بياييم با قرآن مقابله كنيم. دشمنان از قبل كاري را شروع كرده بودند و دست به كارهاي علمي و تحقيقاتي درباره قرآن زدند و در ادامه هم مسائلي را طرح كردند مانند اين‌كه قرآن كه از زبان پيامبر(ص) گفته شده كلام شخصي خود اوست و ربطي به خداوند ندارد و انتساب قرآن از خداوند را مي‌خواستند نفي كنند.
شخصي به نام «يوسف دره حداد» 20 سال در زمينه قرآن تحقيقاتي انجام داد و در نهايت گفت هر چيزي كه در قرآن آمده يا در تورات و انجيل است يا در فرهنگ زمانه عرب بوده و پيامبر(ص) از اينها اين مطالب را استخراج كرده است. هيچ كدام از آيات قرآن كلام خداوند نيست، متفكران اسلامي پاسخ اين ادعا را دادند و گفتند اين گونه نيست، قرآن وحي الهي و معجزه است اگر راست مي‌گوييد يك سوره مثل قرآن بياوريد. آنچه كه در قرآن آمده نقد مسيحيت و يهود تحريف شده و فرهنگ مبتذل عرب جاهليت است كه اسلام در برابر آن ايستاد و مقابله كرد.
اين كارهايي بود كه در برابر قرآن انجام دادند تا قرآن را به حاشيه برانند و اعتقاد مردم به قرآن را كم و سلب كنند. جالب است كه بدانيم نتيجه اين مقابله علمي با قرآن اين شد كه در اين 30 سال اخير 6000 جلد كتاب به زبان انگليسي درباره قرآن نوشته شد كه عمدتا در تاييد، عظمت و منزلت قرآن بوده و بعضي از اينها پايان‌نامه‌هاي كارشناسي ارشد و دكتري بود. يعني از بابي كه عدو شود سبب خير، اگر خدا خواهد؛ كاملا جهت پژوهش‌ها تغيير پيدا كرد و عظمت قرآن براي غيرمسلمان‌ها شناخته شد و بعضي‌ از مردم دنيا از همين طريق اصلا مسلمان شدند و به دين اسلام ايمان آوردند.
كار اخير دشمنان و فتنه آتش زدن قرآن كريم هم در راستاي همين تاكتيك است كه بگويند ما مي‌خواهيم قرآن را آتش بزنيم. دقت كنيد كه آتش زدن قرآن يك تير در چند نشان بود، هرچند اين تير به قلب خود صهيونيست‌‌هاي فراماسونر اصابت كرد، ولي اينها مي‌خواستند كه اين تير به چند هدف بخورد، يكي اين‌كه در آمريكا آمدند فرقه‌هاي شيطان‌پرستي و فرقه‌هاي كاذب و نوظهور، معنويت‌هاي فراروان‌شناختي و... را در مقابل معنويت اسلام انقلابي رواج دادند كه اينها بلاي جان خودشان شد.
اكنون بشدت اين فرقه‌هاي متعدد يك جريان پُست‌مدرني را به وجود آورده كه وحدت ملي آمريكا را دارد از بين مي‌برد. اكنون آمريكا وحدت ملي ندارد و مي‌دانيم كه اگر كشوري فاقد وحدت ملي شود از درون مي‌پوسد و متلاشي مي‌شود. آمريكا اكنون گرفتار زوال وحدت ملي شده؛ يعني اين خرده‌فرهنگ‌ها در حال از بين بردن وحدت ملي آمريكاست، براي اين‌كه مشكل وحدت ملي را حل كنند، مسائلي مانند آتش زدن قرآن را مطرح كردند، يعني با تاكتيك سلب و نفي قرآن مي‌خواهند وحدت ملي را حفظ كنند. اين يكي از اهدافشان بود كه نتيجه نگرفتند و علتش همين بود كه به هر حال گروه‌هاي مختلف مسيحيت اين كار را محكوم كردند و گفتند كه يك كليسايي كه حدود 50 نفر عضو آن هستند و هيچ اعتباري هم ندارد و كليساي پروتستاني هم هست اين كار را كردند و نبايد اين كار به مسيحيت نسبت داده شود.
در مقابل اين اهانت‌ها و كينه‌توزي‌ها وظيفه ما مسلمان‌ها چيست؟
به لطف الهي مراجع تقليد، علماي حوزه و در رأس همه مقام معظم رهبري (مدظله‌العالي) مسائل مربوط به اين فتنه را تشريح كردند كه اين كار ربطي به مسيحيت ندارد و به هيچ وجه اجازه نمي‌دهيم كه به مسيحيت توهين شود. به طور خلاصه اين‌كه دشمنان نتوانستند به اين هدف خود هم برسند و در واقع نه تنها وحدت ملي آمريكا با آتش زدن قرآن به دست نيامد بلكه با اين مخالفت‌هاي مسيحيان متدين در برابر اين عمل ناروا و غيراخلاقي وحدت ملي آمريكا آسيب جدي و بيشتري پيدا كرد.
هدف دوم دشمنان اين بود كه چون در واقع 9 سال از حادثه 11سپتامبر گذشته بود و مردم آمريكا انتظار داشتند كه جوابي را از دولتمردان بشنوند كه اگر اين كار بن لادن بود، چرا تاكنون دستگير نشد، چرا سران و مسوولان آمريكا توضيح نمي‌دهند كه اين حادثه چطور اتفاق افتاد و عوامل اصلي آن چه كساني هستند؟ اگر واقعا كار بن‌لادن است، آيا آن‌قدر قدرت دارند كه با هواپيما وارد فضا و خاك آمريكا شوند؟ و چرا چند هزار يهودي از اين ساختمان‌ها بيرون رفته بودند؟ همه اين سوالات بي‌جواب و بدون پاسخ مانده است.
مسوولان آمريكا خواستند كه اين سؤالات بي‌جواب فرافكني شود و مردم مطالبه جواب نكنند، بنابراين در يك اقدام نادرست قرآن كريم را آتش زدند تا مردم به سمت ديگر بروند كه به اين هدف و نتيجه هم دست نيافتند، چون مردم آمريكا از اين كار اعلام انزجار كردند و بعضي‌ها تجمعات و اعتراض‌هايي داشتند كه اگر حتي گروهي از مسلمان‌ها اين كار را كردند، چرا به كتاب آسماني‌شان بي‌احترامي مي‌شود و مثلا اين كار با حقوق بشر و آزادي و... تعارض دارد.
اين گونه كارها با نظريه برخورد تمدن‌ها چه ارتباطي دارد، آيا مي‌تواند تأييدي بر آن باشد؟
تئوري هانتينگتون كه برخورد تمدن‌ها را مطرح كرد هم يك تئوري تاكتيكي در راستاي همان هدف اصلي است كه عرض كردم فراماسونرها و صهيونيست‌ها دارند. هدف اصلي صهيونيست‌ها حاكميت تفكر صهيونيستي و فراماسونري در كل جهان است.
دشمنان اسلام و قرآن به دنبال اين هدف هستند و انقلاب اسلامي هم جلوي آنها را گرفته است. انقلاب اسلامي زائيده پيام قرآن است، اين دشمنان سال‌ها عليه انقلاب اسلامي و اسلام كار كردند و اسلام وهابي را توسعه دادند، مسلم است براي حل مشكل بايد به ريشه برسند و عليه ريشه اسلام سخن بگويند كه قرآن كريم است و طبيعتا در اين راستا فيلم فتنه مي‌سازند، به پيامبر اسلام (ص) با طرح كاريكاتور توهين مي‌كنند، قرآن آتش مي‌زنند. اين افراد عده قليلي هستند. كار عده اندك، كار عموم مسيحيت نيست، لذا مراجع فرمودند كه خويشتنداري كنيد و يك زماني كاري عليه مسيحيت انجام نشود، لذا عرض مي‌كنم اين بهترين فرصت بود كه قبل از اين اهانت به ساحت مقدس قرآن علماي اسلام و مسيحيت در سراسر دنيا روبه‌روي هم مي‌نشستند و با هم گفتگو مي‌كردند و كـــارهاي ديگر از اين گـــونه هم مي‌خواستند انجام دهند.
فعاليت‌هاي گسترده‌اي در اين ميان مي‌توانست صورت گيرد كه وحدت اسلام و مسيحيت را لااقل در پاره‌اي از اعتقادات (به خداوند، معاد، دين الهي و آسماني، اعتقاد به شريعت و...) بيان مي‌كرد، كما اين‌كه در گذشته هم جلسات مختلفي بين اسلام و مسيحيت صورت مي‌گرفت.

مسلما دشمني‌ها و كارهايي از اين دست كه مايه و محركي براي اختلاف اسلام و مسيحيت و اديان مختلف باشد ادامه خواهد داشت!
بله، حتما. معتقدم حتي احتمال اين هم وجود دارد كه اين دشمنان اسلام و قرآن، همان كشيشي كه اين اهانت را انجام داد را ترور كنند و به گردن مسلمان‌ها بيندازند. احتمال مي‌دهم كه عده‌اي با لباس اسلامي، انجيل را آتش بزنند، حتي ممكن است توطئه‌هاي ديگري انجام دهند تا تضادي بين اسلام و مسيحيت به وجود بيايد در واقع جنگ فرهنگي صليبي درست كنند، هيچ بعيد نيست كه به چنين كارهايي دست بزنند، لذا معتقدم بايد پيشگيري كرد و وحدت اسلام و مسيحيت را به جد به دنيا نشان داد.
اين كاري كه عموم مردم مسلمان در كشور با انجام راهپيمايي و... انجام دادند بسيار عالي بود و پيام‌هايي كه رهبران ديني دادند نيز شايسته و به جا بود. مردم خودجوش جهان در حال حركت هستند و اين راه ادامه دارد و بسيار كار ارزنده‌اي است و در بيشتر كشورها اتفاق افتاده است، اما نكته مهم اين است كه حتما بايد يك اتاق فكري تشكيل شود و اين بحث‌ها و گفتگوها را ادامه داد، يعني دشمنان يقينا نقشه دارند و هيچ بعيد نمي‌دانم كه براي اختلاف بيشتر دست به كارهايي عليه خود بزنند و به گردن مسلمان‌ها بيندازند، لذا اگر اتاق فكر سريع تشكيل شود و افرادي از سياسيون، امنيتي‌ها و مذهبي‌ها دور هم بنشينند و به همفكري بپردازند و سريع جلسات و نشست‌ها را با علماي اديان ديگر برگزار كنند كه با اين كار طرح‌هاي بعدي دشمن و هر برنامه‌ريزي ديگرشان عملا خنثي مي‌شود.