امام مهدى(عليه السلام) مى فرمايد: (الْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا، وَنَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَالْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا) ;
حق با ما اهل بيت است و كناره گيرى عده اى از ما هرگز سبب وحشت مان نمى شود; چرا كه ما دست پرورده هاى پروردگاريم، و ديگر مخلوقين خداوند، دست پرورده هاى ما هستند.

دکتر خسروپناه
بازخوانی/«آسیب‌شناسی جریان روشنفکری ایران» در مناظره زیباکلام و خسرو پناه فرستادن به ایمیل

alt

خبرگزاری تسنیم: حجت‌الاسلام خسروپناه گفت:غرب مدرن و جوامع اسلامی یک موفقیت داشتند و یک آسیب، موفقیت غرب بها دادن به عقل و آسیبش کنارگذاشتن وحیانیت بود.جوامع اسلامی برعکس آن عمل کردند، قرآن و سنت با قرائت صوفیانه را گرفتند و عقلانیت را کنارگذاشتند.
به‌گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست «آسیب‌شناسی جریان روشنفکری ایران» با حضور صادق زیباکلام استاد دانشگاه و حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه استاد حوزه و دانشگاه 17 آبان 1391 در برنامه زاویه برگزار شد؛ این مناظره در زمان پخش خود که با بازتاب های بسیاری از جانب اساتید، علماء، منتقدین و عامه مردم مواجه شد، تا مدت‌ها از موضوعات مورد بحث در محافل علمی بود.
پخش بخش های گزینش شده‌ای از سخنان صادق زیباکلام در مناظره با حجت‌الاسلام خسروپناه در فضای مجازی بهانه‌ای شد تا متن این مناظره را بازخوانی کنیم.
بخش اول و دوم از این مناظره را در اینجا مشاهده می‌کنید و بخش سوم آن در ادامه می‌خوانید:
زیباکلام: یک مشکل بنیادی است که باید مطرح کنم، حرف خسروپناه و تمام اسلام‌گرایان دیگر این است که اسلام برای این آمده است که انسان‌ها را خوشبخت و سعادتمند کنند. اگر اسلام برای این آمده است که انسان‌ها را خوشبخت و سعادتمند کنند. عده‌ای آمده‌اند بدون وحی و کلیسا زندگی می‌کنند از قضا وضع زندگی‌شان هم بد نیست. میلیون‌ها نفر از کشورهای اسلامی به غرب رفته‌اند و دارند زندگی می‌کنند و از آنان  20 نفر به جامعه اسلامی بازنگشته است.
ما چاره‌ای نداریم که بگوییم شما درست نمی‌بینید این بدبخت‌ها نفهمیده‌اند که چقدر مشکل دارند مشکل ما از اینجا شروع می‌شود، آقایانی مانند خسروپناه‌ها چاره‌ای ندارند الا به من بگویند که آنها بدبخت هستند و نمی‌فهمند که بدبخت هستند. خوشبخت ما هستیم که از ائمه، خدا و پیغمبر کمک می‌گیریم.
این مسئله را غزالی حل کرد. آقای خسروپناه 33 سال است که دارد به من می‌گوید بهترین بانکداری، حقوق، قانون، محیط زیست، خانواده از طریق اسلام تحقق پیدا می‌کند. منی که غرب را دیده‌ام، دیدم که غربی‌ها بدبخت نیستند.
یکی از عوامل انحطاط علمی و عقلانیت مسلمانان تفکر غزالی بوده است
خسروپناه: غزالی کجا چنین حرفی زده است؟ غزالی صریحا در آخرین کتاب خود می‌گوید پزشکی و نجوم را باید از دین گرفت، آقای زیباکلام خواهش می‌کنم متون را به دقت بخوانید و احساساتی برخورد نکنید.
غزالی از شخصیت‌هایی است که به دلیل اینکه قرائت صوفیانه از دین ارائه کرده، موجب حذف عقلانیت در جامعه اسلامی شده است. از قضا یکی از عوامل انحطاط علمی و عقلانیت مسلمانان همین  تفکر غزالی بوده است.
غزالی دغدغه‌اش این نیست که بگوید ابن سینا 12 مسئله عقلانی را مطرح کرده است که مثلا 5 مسئله آن غلط باشد.
آقای دکتر زیباکلام، گویا بنده را نماینده 33 سال جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی دیدند و می‌خواهند بگویند شما نماینده نظام هستید! البته در مقام مقایسه عملکرد ما را در این 33 سال بررسی کنید و در برابر عملکرد 200 تا 300 ساله غرب مدرن قرار داده و مقایسه کنید. ببینید کدام بهتر و کدام بدتر است.
جامعه‌ای خوشبخت است که عقلانیت و وحیانیت را با هم جمع کند
این مغالطه است !من عرضم این نکته است که این اسلامی که زندگی بنده و زیباکلام و دیگران در آن جریان دارد. آیا این واقعا همان اسلامی است که انسان را خوشبخت می‌کند؟. آیا شما اگر فقط لفظ اسلام را به کار بردید همان اسلام تحقق پیدا می‌کند؟ الان سبک زندگی بنده و دیگران معجونی از ایرانیت، اسلامیت و غربی است. غرب مدرن یک موفقیت داشت یک آسیب، جوامع  اسلامی هم در این چند قرن اخیر یک موفقیت داشت یک آسیب. موفقیت غرب این بود که به عقل بها داد در حالی که در دوره قرون وسطی و حتی بعد از آن به عقلانیت بها ندادند، و آسیبش همین بود که بال دیگر آن را که وحیانیت بود شکست. در جوامع اسلامی نیز برعکس بود آمدند قرآن و سنت آنهم با قرائت صوفیانه؛ عقلانیت را کنار گذاشتند و فلسفه و عقلانیت روز به روز آسیب دید و تصوف رواج یافت.
جامعه‌ای خوشبخت است که عقلانیت طول و عرضی و عقلانیت و وحیانیت الهی را با هم جمع کند.شما به من نگویید آیا در جامعه خودمان توانستیم؟ نه نتوانستیم، چون یک اسلام ناقص التقاطی که آمیخته با آموزه‌های دیگر است داریم در جامعه خود پیاده می‌کنیم.
این اسلام نماینده اسلام واقعی نیست از قضا یکی از علت‌هایی که خسروپناه و زیباکلام نوع دیگری از اسلام پیاده می‌کنند این است که عقلانیت را کنار گذاشته‌اند. همان مشکلی که سید جمال‌الدین اسدآبادی مطرح می‌کند مشکل اصلی ما در عقلانیت است این باعث انحطاط است، حرف ما این نیست.