امام مهدى(عليه السلام) مى فرمايد: (مَنْ كانَ في حاجَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ كانَ اللّهُ في حاجَتِهِ) ;
هر كسى كه به دنبال حاجت خداوند عزّوجلّ باشد، خداوند نيز دنبال كننده و برآورنده ى حاجت او خواهد بود.
دکتر خسروپناه
استاد عبدالحسین خسروپناه در ششمین نشست گفتگوی ایران و اتریش در وین: گسترش عقلانیت دینی و دین عقلانی می‌تواند با انواع چالش‌های آزادی مبارزه کند. (متن کامل سخنرانی) فرستادن به ایمیل

ابتدای سخن از مسؤولان مرکز گفتگوی ادیان اتریش و ایران، به ویژه مهمان نوازی آقای پروفسور هامر و خانم ورگِتر تشکر می‌کنم.

موضوع بحث بنده، چالش‌های جهانی آزادی است که در مقاله بیان کرده‌ام؛ لکن بنده قصد دارم بر اساس ابعاد مختلف آزادی به طور مختصر، چالش‌های آزادی را بیان کنم و در نهایت، تئوری برای راه حلی چالش‌ها، ذکر کنم.

آزادی از ساحت‌ها و ابعاد مختلفی از جمله: آزادی فلسفی و آزادی اخلاقی و آزادی اجتماعی برخوردار است و هر کدام آنها در روزگار ما، گرفتار چالشی‌هایی هستند.

یک بُعد آزادی، آزادی فلسفی است که به معنای اختیار و اراده انسان به کار می‌رود؛ یعنی انسان نسبت به افعالش، مجبور نیست و دارای قدرت انتخابگری و اراده است. چالش جهانی در برابر آزادی اراده، برخی از دیدگاه‌ها در علوم الهیاتی و اجتماعی و زیست‌شناختی است که انسان را به لحاظ ژنتیک یا تاریخ یا جامعه و یا اراده خداوند، مجبور می‌داند و قدرت انتخاب‌گری را از انسان، سلب می‌کند.

بُعد دیگر آزادی، آزادی معنوی و اخلاقی است که به معنای رهایی از وسوسه‌های شیطانی و دوری از رذایل اخلاقی است. مهمترین چالش معنوی و اخلاقی، غیرواقعی دانستن ارزش‌های اخلاقی است. برای مثال، برخی بر این باورند که عدالت، امری غیرواقعی و غیرحقیقی است یعنی گاهی عدالت، نیکو و گاهی زشت شمرده می‌شود و خوبی و بدی عدالت، امری قراردادی است. این چالش را نسبی‌گرایی اخلاقی، مطرح ساخته و پست‌مدرن‌ها بدان گرایش دارند.

نقاشی و تابلوی که در روبرو مشاهده می‌کنید؛ مصداقی از پست‌مدرن در هنر است. به نظر بنده، پست‌مدرن و کاتولیک یا پست‌مدرن و اسلام، مانند مثلث هشت ضلعی می‌ماند که معقول نیست.

سومین بُعد آزادی، آزادی اجتماعی در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی است. این نوع از آزادی به معنای رفع موانع از فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی است.

قبل از بیان چالش‌های آزادی اجتماعی، یک نکته را باید عرض کنم: بدون شک، آزادی از موانع، به حدود و قوانینی نیازمند است. تعیین قانون برای حدود آزادی، مبتنی بر تعریف ما از انسان است. اینکه آیا انسان، تنها یک موجود مادی است یا دارای ساحت معنوی نیز هست؟ آیا انسان برای سعادتش به عقل انسانی و وحی الهی نیازمند است؟ پاسخ به این پرسش‌ها در تعیین حدود آزادی، مؤثر است. اگر انسان را موجود مادی و معنوی و محتاج به عقلانیت و وحی الهی بدانیم؛ آزادی اجتماعی در چارچوب نیازهای مادی و معنوی و با بهره‌گیری از عقل و وحی، معنا می‌یابد.

اینک به بیان دو چالش دینی و ایدئولوژیک درباره آزادی اجتماعی اشاره می‌کنم:

یکم: چالش دینی برای آزادی اجتماعی، دین‌شناسی ضد عقلانی جریان سلفی و تکفیری است که امروزه در جهان اسلام، مشاهده می‌شود و در گذشته نیز مسیحیت از این گونه تفکر ضد عقلانی، رنج می‌برده است. تفکر تکفیری و سلفی که باعث جنایات فراوان در کشورهای افغانستان، عراق، سوریه، یمن و غیره شده، تهدید جدی برای آزادی اجتماعی است.

دوم: دومین چالش، چالش ایدئولوژیکی است که از ناحیه ایدئولوژی نئولیبرالیسم مشاهده می‌شود. تفکر لیبرالیسم از آزادی فردی دفاع کرده و با استبداد دینی کلیسا و استبداد سلطنتی مبارزه می‌کند؛ ولی امروزه در نئولیبرالیسم، شاهد دفاع از کاپیتالیسم و نظام سرمایه‌داری هستیم و همه می‌دانند که سرمایه‌داران در هر جامعه‌ای، اقلیتی هستند که از طریق قدرت اقتصادی و رسانه‌ای به قدرت سیاسی دست می‌یابند و بر اکثریت مردم، حکومت می‌کنند و آزادی اکثریت را به صورت استبداد پنهان، مخدوش می‌سازند. نئولیبرالیسم، دفاع از آزادی اقلیت و تهدیدی برای آزادی اکثریت به شمار می‌آید.

گسترش عقلانیت دینی و دین عقلانی می‌تواند با چالش‌های مطرح شده در سه نوع آزادی فلسفی و آزادی اخلاقی و آزادی اجتماعی، مبارزه کند. پروتستانتیزم تلاش کرد تا دین را با سوبژکتیویسم، عقلانی کند؛ ولی به سراغ عقلانیت دینی نرفت. کاتولیک هم تلاش کرد تا بین عقلانیت و دینداری جمع کند ولی به مدلی از عقلانیت دینی نرسید. شیعه اثنی‌عشری با سابقه اجتهاد می‌تواند مدل عقلانیت دینی را ارایه کند. والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته، از حسن توجه شما متشکرم.

وین، ششم اکتبر 2015 مصادف با 14 مهر 1394.