امام مهدى(عليه السلام) مى فرمايد: (مَنْ كانَ في حاجَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ كانَ اللّهُ في حاجَتِهِ) ;
هر كسى كه به دنبال حاجت خداوند عزّوجلّ باشد، خداوند نيز دنبال كننده و برآورنده ى حاجت او خواهد بود.
دکتر خسروپناه
سفر استاد خسروپناه به بوسنی هرزگوین؛ خرداد ۱۳۹۳ فرستادن به ایمیل
بسم الله الرحمن الرحیم

alt

قال الله تبارک و تعالی فی محکم کتابه الکریم: «وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتي‏ بارَكْنا فيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فيهَا السَّيْرَ سيرُوا فيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنينَ» یعنی: «و ميان مردم سبا و شهرهايى كه در آن‏ها بركت نهاديم، آبادى‏هاى به هم پيوسته و نمايان قرار داديم، و سير و سفر را در [ميان‏] آنان متناسب و به اندازه مقرّر داشتيم، [و گفتيم:] شب‏ها و روزها با امنيت در آنها مسافرت كنيد.»(سبأ/۱۸)
سیر و سفر و دنیا را دیدن گرچه با قدری خستگی همراه هست، لکن تجربه ارزشمندی به ارمغان می آورد؛ البته اگر مسافران بخواهند بهره لازم را ببرند، نباید فقط به سیاحت بپردازند و باید از تاریخ کشورها، وضعیت گذشته و کنونی آنها، موفقیت ها و ناکامی هایشان، انحطاط و پیشرفتشان اطلاع یابند و از آن دانش، برای برنامه های رشد جامعه خود بدون گرفتار شدن در التقاط، استفاده کنند.
توفیق الهی نصیب ما شد که در روز یک شنبه مورخ هشتم جون ۱۴۱۴میلادی، مصادف با ۱۸خرداد ۱۳۹۳شمسی، اینجانب به همراه هیأتی متشکل از جناب دکتر دهشیری، دکتر افروغ، خانم رستم آبادی، آقای خوانساری به کشور بوسنی و هرزگوین سفر کنیم. ساعت سه و نیم بامداد از فرودگاه امام خمینی به صورت ترانزیت و از طریق استانبول حرکت کردیم و ساعت هشت صبح وارد فرودگاه سارایوو پایتخت بوسنی و هرزگوین شدیم...

alt

بوسنی و هرزگوین (هرتسه گوین)، با ۵۱ هزار و ۱۳۰ کیلومتر مربع مساحت از شمال و غرب با کرواسی و از جنوب و شرق با صربستان و مونته نگرو هم مرز است. جمعیت این کشور، حدود چهار میلیون نفر است که حدود پنجاه درصد آن، مسلمان و پنجاه درصد دیگر صرب (ارتدوکس) و کروات(کاتولیک) هستند. این جمهوری در شبه جزیره بالکان قرار دارد و در قرن گذشته به عنوان یوگسلاوی کوچک شناخته شود. این کشور بر اساس شواهد تاریخی، تمدنی سه هزار ساله دارد و در سده پیش از میلاد، استانی از اقوام ایلیریکام به شمار می رفت. پس از فروپاشی امپراتوری روم، اقوام گات و سپس اسلاوها، این سرزمین را تصرف کردند و مدتی به کنترل مجارستان در آمد و در سال ۱۴۶۳ میلادی در تصرف امپراتوری عثمانی قرار گرفت و با فروپاشی دولت عثمانی، این سرزمین در سال ۱۹۰۸ ضمیمه امپراتوری اتریش- مجارستان شد. مخالفت گروه های ملی صرب و بوسنی، باعث ترور ولیعهد اتریش در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴ در سارایوو شد و جنگ جهانی اول را در پی داشت و به همین ترتیب، زمینه برای تشکیل جمهوری یوگسلاوی فراهم گردید.
برای اطلاع بیشتر از کشور بوسنی و هرزگوین بهتر است اطلاعات مختصری از بالکان و یوگسلاوی ارایه کنیم. بالکان شبه جزیره‌ای در جنوب شرقی اروپا که از شرق به دریای سیاه و دریای اژه و از غرب به دریای یونان و دریای آدریاتیک و از جنوب به دریای مدیترانه و از سوی شمال به کوه‌های آلپ دینار و آلپ ترانسیلوانی و جلگه مجارستان مرزبندی می‌شود. کشورهای بالکان عبارتند از: یونان، آلبانی، بلغارستان، بوسنی و هرزگوین، کرواسی، اسلوونی، مقدونیه، صربستان، مونته‌نگرو، رومانی، بخش اروپایی ترکیه.
یکی از بحثهای مهم، مربوط به دوره زمانی اسلام آوردن منطقه بالکان است که دو دیدگاه مغرضانه و عالمانه وجود دارد. دیدگاه مغرضانه از سوی افرادی مانند دوچی مطرح شده است که عامل اسلام آوردن بالکان را زور شمشیر عثمانی ها معرفی می کنند. دیدگاه عالمانه این است که مبلغان و تاجران در قرن نهم میلادی از طریق قفقاز یا در قرن یازدهم از طریق آناتولی، اسلام را وارد بالکان کردند. وجود کتابهای فارسی و عربی در مدرسه علوم ديني «غازی خسروبيك» در سارایوو شاهد بر این مدعاست. صوفیان مولويه، نقشبنديه و بكتاشيه و ... نیز در اسلام گرايي منطقه بالکان بسیار مؤثر بودهاند. بعد از حاكميت عثمانيها در این منطقه، طریقتهایی ترکی مانند: خلوتيه، بكتاشيه، نقشبنديه، قادريه، رفاعيه و سعديه در بالكان گسترش يافته و مشايخ بزرگي مانند: شيخ بدرالدين، عبدالله بوسنوي، اسماعيل حقي بروسوي و ...، در آن منطقه، آثار ارزشمند عرفانی همچون «سودي بوسنوي»، «شمعي برزريني» و غیره را از خود به جای گذاشتند. دولت عثمانی از دراویش برای گسترش اسلام در منطقه بالکان استفاده کرد. متأسفانه نفوذ بیش از حد امریکا در این منطقه باعث شده است که مردم به غرب گرایش بیشتری پیدا کرده و از فرهنگ اسلامی دورتر شوند.
یوگسلاوی (به معنای جنوب+ نژاد اسلاو)، نام سه موجودیت سیاسی بود که در بخش عمده سده ۲۰ به‌ صورت پی‌درپی در بخش غربی بالکان وجود داشت. نخستین آن، پادشاهی یوگسلاوی بود که تا پیش از ۳ اکتبر ۱۹۲۹ با نام پادشاهی صربستان، کرواسی و اسلوونی شناخته می‌شد. جمهوری اسلوونی، کرواسی و صربستان از سرزمین‌های پیشین امپراتوری اتریش- مجارستان بودند.
دومین موجودیت سیاسی یوگسلاوی، جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی بود که در پایان جنگ جهانی دوم توسط جنبش مقاومت پارتیزان‌های یوگسلاو تأسیس شد و در سال ۱۹۹۲ فرو پاشید. این کشور در شبه جزیره بالکان در جنوب شرقی اروپا و در ساحل دریای آدریاتیک قرار داشت. این جمهوری فدرال از شش جمهوری سوسیالیستی صربستان، کرواسی، بوسنی و هرزگوین، اسلوونی، مقدونیه، مونته‌نگرو تشکیل شده و دو استان خود مختار صربستان کوزوو و وویودینا نیز در قلمرو جمهوری صربستان قرار داشت و بلگراد پایتخت آن به شمار می رفت. یوسیپ بروز تیتو به عنوان دبیرکل اتحادیه کمونیست‌های یوگسلاوی، رهبری این کشور را از زمان تأسیس آن تا مرگش در سال ۱۹۸۰به عهده داشت. یوگسلاوی در ابتدا عضو بلوک شرق بود؛ ولی خیلی زود اختلافات تیتو با استالین رهبر شوروی، باعث جدایی این کشور از شوروی شد و یوگسلاوی به عنوان یکی از اعضای بنیان‌گذار جنبش عدم تعهد مطرح شد و با دو ابر قدرت یعنی آمریکا و شوروی مخالفت ‌کرد. تیتو با وجود مقروض بودنش به کشورهای مختلف، توانست یوگسلاوی را با نظام سوسیالیستی، توسعه اقتصادی و صنعتی دهد و محصولات کشاورزی و صنعت الوار را صادر کند. مردمی که دوره تیتو و دوره کنونی را درک کردند، دوره تیتو را به لحاظ اقتصادی، بهتر از دوره کنونی می دانند. جالب این است که مردم کشورهای استقلال یافته شوروی نیز وضعیت اقتصادی در دوره کمونیستی را بهتر از دوره سرمایه داری می دانند.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جمهوری سوسیالیستی یوگسلاوی هم در جریان جنگ‌های یوگسلاوی تجزیه شد و تنها دو جمهوری صربستان و مونته‌نگرو باقی‌ ماندند که تا سال ۲۰۰۳ با نام جمهوری فدرال یوگسلاوی، سومین موجودیت سیاسی یوگسلاوی پدید آمد؛ ولی در همان سال کشور یوگسلاوی به صربستان و مونته‌نگرو تغییر نام یافت و سپس در ۳۱ مه ۲۰۰۶ با همه‌پرسی، مونته‌نگرو از صربستان تفکیک شد و نام یوگسلاوی به تاریخ پیوست و از نقشه جهان ناپدید شد.
یوگسلاوی پس از فروپاشی شوروی، گرفتار جنگ داخلی خونینی میان کروات‌ها، صرب‌ها و بوسنیایی‌ها در سال ۱۹۹۱ شد؛ این جنگ هم بین صربها و مسلمانان بود و هم بین کرواتها و مسلمانان و هم بین صربها و کرواتها و تا سال ۱۹۹۵با قرارداد صلح دیتون به پایان رسید. با این جنگ، آسیب زیادی به کشور و مردم بوسنی وارد شد و جمع زیادی از مردم کشته و آواره و حدود یک و نیم میلیون نفر به ترک کشور مجبور شدند. گفته می شود تک تیر اندازان صرب از بالای کوهها، مردم مسلمان بوسنی را نشانه میگرفتند و مرد و زن و کودک و پیر را میکشتند و گاه نیز با شکنجه سر میبریدند. دولت ایران در این جنگ به حمایت سیاسی، اقتصادی و نظامی از مسلمانان بوسنیایی پرداخت و سه ایرانی در این جنگ به شهادت رسیدند. ایران از ریاست جمهوری علی عزت بگویچ حمایت کرد و آیت‌الله احمد جنتی به عنوان نماینده رهبری در امور بوسنی منصوب گردید. ایران، با پانصد نفر نیروی نظامی به آموزش نظامی مسلمانان بوسنیایی می پرداخت. متأسفانه با اینکه ایران، کمک های فراوانی به بوسنی کرد، علی عزت بگویچ بعد از جنگ در تلویزیون ضمن تشکر از جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرد که دیگر به آمریکا نیازمندیم و ایرانی ها کشور بوسنی را ترک کنند.

alt

کشور عربستان نیز حمایت اقتصادی و سیاسی و نظامی فراوانی به مسلمانان بوسنی داشت. گردان نظامی به نام مجاهدان برای مقابله با صرب ها تشکیل داد. نیروهای این گردان اسحله گرم نداشتند و با شمشیر، شبانه به طرف صربها میرفتند و هر شب با عملیات نظامی، چند سر صرب با خود میآوردند. رزمندگان عربستانی بعد از جنگ با زنان بوسنیایی ازدواج کردند و بعد هم مسجد فهد را ساختند تا پایگاه فرهنگی و سیاسی برای خود داشته باشند. البته بوسنیاییها در سالهای بعد، برخی از آنها را به عنوان جنایتکاران جنگی به سازمان ملل معرفی کردند.
روسیه از طریق صربستان به صربهای بوسنی، کمک نظامی و غذایی می کرد تا مسلمانان را نابود کنند و جمهوری اسلامی ایران و نیز کشور عربستان با کمکهای خود توانستند به مسلمانان گرسنه و تشنه بوسنی که به شدت لاغر و ضعیف شده بودند، مدد رسانند تا در اواخر جنگ برای اینکه آمریکا از قافله این جنگ عقب نماند، ناتو را دخالت داد و با بمباران کردن مناطق صربها، جنگ به پایان رسید. قبرستانهای آباد از کشتههای دوران جنگ، یکی از نمادهای جنگ ظالمانه بوسنی و هرزگوین است که دل هر انسانی را به درد میآورد.
دوستان بوسنیایی، تصاویری از جنگ به من نشان دادند که مرا به یاد دوران جنگ تحمیلی هشت ساله عراق بر ضد ایران انداخت؛ البته صحنههای دلخراش جنگ بوسنی خیلی اسف بار بود. یک نمونه از جنایتهای جنگی صرب ها را در شهر صربنیتسا بیان کنم. صربنیستا، یکی از شهرهای بوسنی و هرزگوین است که به جهت امنیت تأمین شده از سوی سازمان ملل، مردم مناطق جنگی به آنجا پناه برده بودند و جمعیت بیست هزار نفری را تشکیل دادند. نیروهای سازمان ملل با توطئه آمریکایی ها از شهر خارج شده و اجازه دادند صربها وارد شهر شوند و بدون اینکه سیاستمداران و ارتش کشور بوسنی، حمایت کنند، حدود ده هزار نفر از مردان و پسرهای نوجوان و جوان بالای سیزده ساله را از زنان جدا کرده و بردند و آنها را قتل عام و جنازههایشان را مخلوط و اجساد را در گورهای دست جمعی دفن کرده تا شناسایی نشوند و تنها عده ای از آنها توانستند فرار کنند و به شهر توزلا پناه ببرند. صربها، نه تنها مردان این شهر را کشتند و شهر را به قبرستانی از مردان بوسنیایی بدل کردند؛ بلکه رفتارهای غیراخلاقی نسبت به دختران جوان آنها داشتند.
خاطره اسفبار دیگری که یکی از دوستان در بوسنی برایم تعریف کرد این بود که روزی دو پیرزن مسلمان تعریف می کردند روز اول جنگ، همسایه صربی داشتیم آمد درب منزل و همسرم را صدا زد بعد سر او را بریدند و با سرش توپ بازی کردند. دیگری میگفت همین اتفاق برای پسرم افتاد.
این جنایت ها، سؤالی در ذهنم به وجود آورد که مسلمانان بوسنی که تنها چند نماد همچون مسجد از اسلام دارند و از سبک زندگی اسلامی محروم هستند، پس چرا صرب ها به قتل عام آنها پرداختند. صرب ها در جواب این سؤال می گویند که این جنگ، مقابله به مثل جنایت های دولت عثمانی بر ضد صرب_ها و مسیحیان است. بنده این حرفها را توجیه اهداف سیاسی صربستان و روسیه میدانم. 
متأسفانه سازمانهای بینالمللی و مدعیان حقوق بشر، هیچ برخوردی با جنایتکاران صربی نکردند. اسلو بودان میلو شوویچ، رئیس جمهور صربستان یکی از این جنایتکاران است که از صربها برای کشتار مسلمانان حمایت کرد و جنایتکار دیگر، رادکو ملادیچ به همراه رادوان کارادزیچ، ژنرال و فرمانده ارتش صربها بود که هر دو، بزرگترین جنایتکاران و قاتلان در بوسنی بودند. پرونده آنها به دیوان کیفری بین المللی لاهه رفته و پس از گذشت حدود بیست سال، هنوز محکوم نشده اند.
اطلاع از ساختار سیاسی بوسنی هم شنیدنی است. قرارداد دیتون، نظام سیاسی بیسابقهای را در بوسنی به ارمغان آورد. این کشور، دو واحد سیاسی دارد؛ یکی فدراسیون بوسنی و هرزگوین (کروات و مسلمان) و دیگری جمهوری صربسکا (جمهوری صرب های بوسنی) است که هر کدام آنها، دارای قانون اساسی، نیروی پلیس، ارتش، شورای وزیران و نظام پارلمانی مستقلی هستند. ریاست جمهوری بوسنی و هرزگوین از سه عضو مسلمان و کراوات و صرب تشکیل شده که هر کدام به صورت دوره هشت ماهه، ریاست جمهوری را به عهده دارند و با کمک وزرای شورای ریاست جمهوری به اداره کشور میپردازند هر چند جمهوری صربسکا، چندان تقید عملی به مصوبات نداشته و در عمل به عنوان دولت مستقل با هیأت وزیران مخصوصی منطقه خود را اداره میکند. نماینده جامعه بینالمللی در بوسنی و هرزگوین، ضمانت اجرایی قرارداد دیتون را بر عهده دارد.
این مدل از حکومت باعث شدهاست که کشور بوسنی با ده استان و منطقه آزاد برچکو و جمهوری فدرال و جمهوری صربسکا و نهاد ریاست جمهوری، دارای چهارده دولت بشود. هر کدام از آنها، چندین وزارت خانه دارند و تصمیمهای مستقل استانی و جمهوری میگیرند و خدا میداند آیا با این همه فرمانروایان، فرمانبردارانی هم میمانند تا اطاعت کنند. چگونه با این همه تصمیمهای مختلف، کشور بوسنی، اداره می شود.
کشور بوسنی با یک بانک مرکزی و مارک به عنوان واحد پول اداره میشود. فعالیت اقتصادی در بوسنی و هرزگوین بیشتر از طریق کشاورزی و معادن آهن و زغال سنگ و کارخانههای تولید فرآوردههای شیمیایی است. فعالیتهای فرهنگی در این کشور از راه های مختلف از جمله ۲۰۰ ایستگاه رادیویی و تلویزیونی در بخش خصوصی انجام میگیرد. تلویزیون ملی بوسنی و هرزگوین، تلویزیون فدراسیون بوسنی و هرزگوین، تلویزیون جمهوری صربسکا متعلق به صربهای بوسنی و نیز خبرگزاری فدراسیون بوسنی و هرزگوین و خبرگزاری متعلق به صربهای بوسنی و خبرگزاری خصوصی اوناسا از مهمترین رسانههای اطلاع رسانی این کشور هستند.
سیستم آموزشی بوسنی، رایگان است؛ ولی دوره تحصیلات تکمیلی آن، همراه با پرداخت شهریه است. امکانات بیمهای به ویژه بیمه درمانی خوبی در بوسنی هست، البته مالیات زیادی هم از مراکز دولتی و خصوصی دریافت میشود. وضعیت ازدواج جوانان به دلیل اقتصادی و فرهنگی، در بوسنی رو به کاهش است و دولت هم تسهیلاتی برای ازدواج فراهم نمیکند. روابط جوانان قبل از ازدواج به نظام خانواده در بوسنی آسیب جدی وارد ساخته است.‍
بوسنی و هرزگوین، کشوری است که شرق و غرب را به هم مرتبط میسازد و از این جهت، اهمیت ویژه ای دارد. مردم بوسنی با وجود فشار هفتاد ساله کمونیسم و فقر معرفتی فراوان نسبت به آموزههای دینی، علاقه فراوانی به معنویت دارند. شاید بیش از نیمی از مردم این کشور به مشایخ صوفیه به ویژه سلسله نقشبندیه یا ارادت داشته و جزء مریدان صوفیه به شمار می آیند و یا جزء محبان و دوستداران آنها به شمار میآیند. سلسله نقشبندیه همچون سایر سلاسل به اهل بیت(ع) علاقهمند بوده و مهر رسمی آنها، به نام چهارده معصوم منقش شده است. هفتاد و دو چشمه به نام هفتاد و دو شهید کربلا دارند. گرایش مردم به تصوف باعث شده است که وهابیت با همه هزینههایی که میکند از مقبولیت مردمی چندانی برخوردار نباشد.
مردم بوسنی در تمام اروپا و آمریکا حضور داشته و بسیاری از آنها در فصل تابستان به بوسنی برمی-گردند؛ پس فعالیت فرهنگی و دینی در میان آنها می تواند تأثیری فراتر از کشور بوسنی به جای بگذارد.
متأسفانه مسلمانان بوسنی به جهت فقر فرهنگی و معرفتی و به دلیل حاکمیت کمونیسم در سالهای متمادی و فعالیت تبلیغی غرب معاصر از وضعیت حجاب اسلامی برخوردار نبوده و حتی بدتر از اروپاییان، پوشش بسیار زنندهای دارند؛ البته این وضعیت، منافاتی با فطرت سالم مسلمانان بوسنی و محبتشان به اهل بیت(ع) ندارد.
شایان ذکر است که بوسنیاییها و کرواتها و صرب ها بیش از تأثیرپذیری مذهبی، گرایشهای نژادپرستی دارند و مذهبشان، هم به نوعی هویت ملی پیدا کرده است. جنگ هم نقش هویت ملی- دینی مسلمانان را تقویت کرده است.
وقتی بنده در شهر سارایوو و اطرافش حرکت میکردم و وضعیت بیحجابی و فرهنگ برهنگی را می دیدم با امام زمان(عج)، حدیث نفس کردم که چگونه ممکن است مردم این کشور با این وضعیت فرهنگی، هنگام ظهور به حضرت ایمان بیاورند. گفته برادر دانشمند و عزیزم جناب آقای عیدی با اشاره به فطرت سالم این مردم، پاسخ بنده را دادند و فهمیدم که این مردم با فطرت سالم به امام عصر ایمان می آورند. وی خاطرهای را نقل کرد که روزی شخصی از علامه طباطبایی پرسید چرا در کشورهای مذهبی دروغ و دغل زیاد است. وی فرمود: فطرت و دین دو منبع هدایتند، وقتی دین تحریفی وارد جامعه شود، فطرت هم آسیب میبیند. به هر حال، مردم بوسنی از معرفت دینی ساده، و لکن از فطرت سالمی برخوردارند وقتی از اهل بیت و ذکر اسمای الهی برایشان گفته میشود، اشک میریزند. خانم های بی-حجاب هنگام نماز جمعه، روسری را بر سر کرده و به نماز میروند.
ساخت اماکن فرهنگی به ویژه مساجد در کنار کلیساهای کاتولیک و ارتدوکس، نشانه تمدن مذهبی و اسلامی مردم بوسنی است. بیش از ۲۷۰۰ باب مسجد در این کشور ساخته شده است. مسجد غازی خسرو بیگ در سال ۱۵۳۲ یکی از مساجد مهم و تاریخی سارایوو است که توسط خسرو بیگ جنگجوی عثمانی ساخته شده و نماز جمعه شهر در آنجا برگزار می گردد.
نشانه دیگری که دلالت بر قدمت این کشور دارد این است که پسوند ایچ در نام خانوادگی بوسنیایی-هاست. ایچ به معنای زاده است که نشانه پیشینه اجدادی این کشور است.
دو مؤسسه علمی- پژوهشی ابن سینا و مؤسسه ملاصدرا با همت ایرانیان و با استفاده از محققان بوسنیایی توانستهاند نقش فرهنگی ارزشمندی در کشور بوسنی ایفا کنند. آموزشهای کوتاه و بلندمدت برای دانش آموزان و دانشگاهیان و ائمه جمعه و جماعت، ترجمه و انتشار صدها کتاب منبعی مانند نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه، منابع آموزشی مانند آموزش فلسفه استاد مصباح و فلسفه دین اینجانب و منابع عمومی، راه اندازی سایت، برنامه های رادیویی و تلویزیونی، آموزش دانشجویان رشته فلسفه و عرفان و علوم قرآن در مؤسسه طه، نمونههایی از فعالیتهای این مراکز است.
عذرخواهی میکنم از خوانندگان این سفرنامه که مباحث اطلاعرسانی از کشور بوسنی و هرزگوین قدری طول کشید؛ اجازه بدهید به خاطرات سفر برگردیم.
دوستان و مسؤولان رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی و مؤسسه تحقیقاتی و آموزشی صدرا در بوسنی آقایان دکتر آرام و دکتر سلیمانی و همراهانشان برای استقبال هیأت به فرودگاه سارایوو آمدند و ما را تا گرین هتل همراهی کردند.

alt

پس از رفتن به هتل، به همراهی دوستان به محله قدیمی باشتچارشیا و بازار سنتی سارایوو رفتیم. صنایع دستی متنوع نقرهای و مسی و چوبی با الگوگیری از کشورهای اسلامی به ویژه ترکیه، نشانه میراث سنتی این کشور کوچک است. دیدار از مناطق سنتی بوسنی در گردش روز بعد با دیدن مسجد غازی خسرو بیک و حوزه علمیه و کتابخانه خسرو بیک تکمیل شد.
اجازه بدهید از بازار بوسنی چیزی نگویم که مردم بیکار در این بازارها پرسه میزدند و با چای و قهوه خوردن و سیگار کشیدن وقت میگذراندند. دوستان همراه در این بازار خریدهایی کردند تنها خرید بنده در این سفر، یک تسبیح چوبی به عنوان صنعت دستی بود که برای موزه شخصیام از فروشگاه کتابخانه خسرو بیگ تهیه کردم.
پس از دیدن مناطق سنتی به خارج از شهر سارایوو رفتیم و در مسیر بین سارایوو و شهر موستار، به رستوران Zdrava voda نزدیک شهر کونیتس رفتیم. رستورانی دیدنی بود که مردم بوسنی با اینکه مشکلات اقتصادی جدی دارند، ولی به آنجا میآمدند و از کباب گوسفندی بهره میبردند. اصولا مردم بوسنی رفتاری شبیه شیرازیها دارند با وجود وضعیت اقتصادی نامناسب، اهل تفرج هستند و چندان به فکر پس انداز کردن نیستند. خلاصه در این رستوان گوسفندان را یک پارچه روی زغال میگذاشتند تا آرام آرام پخته شوند. جای شماها خالی بود برادر عزیز دکتر آرام، سنگ تمام گذاشت و از مهمانان پذیرایی کرد و مسیر زیبا و سر سبز را به ما نشان داد.
در همان نزدیکی، قطار قدیمی روی پل شکستهای دیده میشد که گفته میشود آلمانی ها در جنگ جهانی دوم، پارتیزانهای یوگسلاوی را با انفجار پل در این قطار کشتند. توپ تیتو رهبر پارتیزانهای یوگسلاوی نیز همانجا بود. دوستان از آن مناطق جنگی و مناطق سر سبز عکسهای یادگاری گرفتند.
عصر روز دوم، دوستان مؤسسه ملاصدرا برنامهای برای سالگرد ارتحال امام خمینی ترتیب دادند و جمع قابل توجهی از اهل علم بوسنیایی و ایرانی در این جلسه شرکت کردند. پس از دیدار از مؤسسه و گزارش تفصیلی و ارزشمند برادر گرامی آقای عیدی از فعالیتهای مؤسسه به سالن جلسه رفتیم تا آقای دکتر افروغ و بنده و یک محقق بوسنیایی به نام فوزی موستاری نویسنده کتاب بابلستان(این کتاب به سبک گلستان و بوستان نوشته شده است) سخنرانی کنیم. خلاصه سخنرانی اینجانب در این همایش برای مطالعه خوانندگان تقدیم میشود. «ابتدا تشکر می کنم از برگزارکنندگان این نشست و از این نعمت الهی که محضر شما فرهیختگان بوسنیایی هستم، خدا را شاکرم. بحث بنده درباره مبانی و قلمرو احیاگری دینی امام خمینی است. این بحثم را که در ده مطلب محضرتان تقدیم می کنم تا فرق امام خمینی با سایر مصلحان اجتماعی مشخص گردد.
مطلب اول: احیاگری دینی توسط پیامبران الهی انجام میگیرد و عالمان و روشنفکران دینی تنها درصدد احیاگری معرفت و فهم دینی و احیاگری دینداری مردم هستند؛ پس امام خمینی را باید احیاگر معرفت اسلامی و احیاگر دینداری مردم دانست.
مطلب دوم: امام(ره) در احیاگری معرفت اسلامی از شناخت اسلام حقیقی و شناخت جوامع اسلامی آغاز کرد. کسانی که وضع جامعه خود و آسیب های جامعه دینی عصر خود را ندانند و دین الهی را دقیق و روشمند نشناسند؛ نمیتوانند احیاگر معرفت دینی باشند.
مطلب سوم: امام(ره) در احیای معرفت اسلامی بر روششناسی صحیح تأکید کرد و استفاده از عقل و نقل دینی را دو منبع مهم معرفتی برای شناخت اسلام دانست؛ بنابراین وی با تحجرگرایان و مخالفان عقل به مخالفت پرداخت؛ همچنانکه با روشنفکران عقلگرایی که مخالف نقل دینی بودند، نیز مخالفت می کرد. امام همچون علمای گذشته به اجتهاد اعتقاد داشت. اجتهاد یک روشی است برای به سخن درآوردن متون اسلامی نسبت به مسایل جدید. امام با این کار، اسلام را برای عصر جدید کارآمد کرد؛ اما نه کارآمدی که با تفسیر به رأی و تفسیر غلط از اسلام همراه باشد؛ بلکه اجتهادی روشمند را برای کارآمدی اسلام به کار میگرفت.
مطلب چهارم: امام(ره) برای احیاگری معرفت اسلامی، نگرش منظومهای به اسلام داشت، یعنی اسلام را تنها در یک ساحت و بُعدش نمی دید؛ بلکه نگاه جامعنگر به اسلام داشت؛ یعنی هم بر مسایل اعتقادی اسلام تأکید میکرد و هم مسایل عبادی و اخلاقی و از همه مهمتر مسایل سیاسی و اجتماعی اسلام را برای جامعه عرضه می نمود. منظومه فکری امام خمینی(ره) علاوه بر نظام اعتقادی و اخلاقی و عبادی، دربردارنده نظام سیاسی و نظام اقتصادی و نظام مدیریتی و نظام حقوقی و نظام تربیتی و نظام دفاعی و امنیتی بود. به همین دلیل، نظریه زمامداری اسلامشناس را در عرصه مسایل سیاسی و اجتماعی مطرح کرد.
مطلب پنجم: امام(ره) در منظومه جامع اسلام بر یک اصل و محور مهم تأکید داشت و آن محور عبارت بود از توحید؛ توحید در منظومه امام(ره)، تنها یک عقیده نبود؛ یک رویکردی بود که در عبادت و اخلاق و سیاست و اقتصاد و حقوق هم سریان داشت. برای نمونه وقتی رزمندگان ایرانی، شهر خرمشهر را از مهاجمان بعثی عراق پس گرفتند، امام فرمود: خرمشهر را خدا آزاد کرد. این همان نگرش توحیدی است که حتی در فعالیت نظامی امام(ره) ظهور میکرد.
مطلب ششم: امام(ره) به اصولی، همچون آزادی و عدالت و استقلال و عقلانیت و معنویت و پیشرفت همه جانبه اعتقاد داشت؛ ولی به گونهای منظومهوار این اصول را از اسلام میگرفت که یکی از آنها فدای دیگری نشود. امام(ره) همچون لیبرالیستها نبود که عدالت را فدای آزادی کند و همچون سوسیالیستها هم نبود که آزادی را فدای عدالت کند. آزادی و عدالت، هر دو برای امام(ره) مهم بودند؛ چون امام(ره) هم برای فرد، اصالت قایل بود و هم برای جامعه؛ زیرا توجه به فرد و جامعه و نیز توجه به آزادی و عدالت را از اصل مهم دیگری به نام فطرت می گرفت. امام(ره) به تبعیت از اسلام، برای انسان، فطرت الهی و توحیدی قایل بود. این فطرت توحیدی است که انسان را به آزادی و عدالت و استقلال و معنویت و عقلانیت و پیشرفت همهجانبه می کشاند. خطای بزرگ غرب این هست که گاه به سوی آزادی می رود و عدالت را نادیده می گیرد و گاه از عدالت دم می زند و آزادی را فدا می کند. گاهی آنقدر بر معنویت دینی تأکید میکند که عقلانیت را تعطیل میکند و به شکاکیت میانجامد و گاهی آنقدر عقلانیت خود بنیاد را به شکل افراطی دنبال میکند که معنویت را گم میکند. همراهی همه این اصول با یکدیگر که ناشی از فطرت آدمی است، در منظومه فکری امام(ره) اهمیت زیادی دارد.
مطلب هفتم: امام(ره) در احیاگری معرفت اسلامی، نگرش تمدنی داشت؛ یعنی بر این باور بود که مسلمانان در قرنهای اخیر گرفتار انحطاط شدهاند و باید با رشد عقلانیت اسلامی و تشکیل حکومت دینی، جلو انحطاط را گرفت و با وحدت میان مسلمانان و با گفت و گوی دینی میان ادیان الهی و با استفاده از تجربه و تمدن دیگران، دوباره به تمدن اسلامی دست یافت.
مطلب هشتم: امام(ره) برای احیای معرفت دینی، میبایست کاری معلمی کند و شاگردانی را در قم و نجف تربیت کند؛ لکن امام(ره) تنها به معلمی اکتفا نکرد؛ او به عنوان یک مجاهد و مصلح اجتماعی، با انحرافات اجتماعی مبارزه کرد. برای نمونه در نجف با تلاش استکبار، هیچ عالمی به خود اجازه نمی داد به طرح مسایل سیاسی بپردازد و اگر چنین می کرد او را بی سواد معرفی می کردند. امام(ره)، این طلسم استعماری را شکست و نشان داد که باید عالمان باسواد به امور سیاسی بپردازند.
مطلب نهم: امام خمینی(ره) برای تحقق احیای معرفت اسلامی، هم معرفت صحیح اسلامی را برای خواص و عموم جامعه عرضه می کرد و هم برای تحقق معرفت اسلامی به بیان راهبردهایی اجرایی، مانند وحدت مسلمانان، وحدت حوزه و دانشگاه و همکاری مسئولان کشور با یکدیگر میپرداخت. یعنی امام خمینی(ره) علاوه بر عالم دینی، یک استراتژیک هم بود.
مطلب دهم: امام(ره) در احیای معرفت اسلامی هم عالم بود و هم عامل و به آنچه می گفت باور داشت و عمل میکرد. او به مردمش اعتقاد داشت و احترام خاصی برای مردم قایل بود و همیشه با آنها صادقانه برخورد میکرد. روش سیاسی او با مردم با سیاستمداران مدرن که به شیوه ماکیاولی عمل میکنند؛ تطابق نداشت. رویکرد سیاسی او برگرفته از روش حکومتداری امیرمومنان امام علی(ع) بود. امام خمینی در مسایل جزیی زندگیش هم مقید به ارزشهای اخلاقی بود. برای نمونه بر سر سفره غذا، تا همسرش کنارش نمی نشست، خوردن غذا را آغاز نمی کرد. در پایان امیدوارم توانسته باشم بخشی از احیاگری اسلامی امام خمینی را برای شما گفته باشم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»
روز سوم و چهارم این سفر به شرکت در همایش دو روزه گفت و گوی دینی که فلسفه سفر هیأت بود، سپری شد. این همایش، اولین دور گفت و گوی اسلامی- مسیحی در سارایوو با عنوان راهکارهای دست-یابی فهم مشترک بین اسلام و مسیحیت در تاریخ دهم و یازدهم جون ۲۰۱۴مصادف با ۲۰و۲۱خرداد ماه ۱۳۹۳ در سالن استاری گراد سارایوو بود. همایش با سرود جمهوری اسلامی ایران و سرود ملی بوسنی آغاز شد، پس از آن دکتر آرام رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بوسنی به خیر مقدم گویی به حاضران پرداخت و سپس آقای حسین افندی اسماییچ نائب رئیس جامعه اسلامی بوسنی سخنرانی کرد.- جامعه اسلامی بوسنی یک نهاد و تشکیلات عالمان اهل سنت در بوسنی و هرزگوین است.- وی بر گفت و گوی بین ادیان تأکید نموده و آن را تنها راه زندگی مسالمت آمیز میان بوسنیایی ها دانست. او از همکاری مسلمانان و مسیحیان در بوسنی به ویژه در ساخت مساجد و کلیساها سخن گفت و از تخریب بیش از ۶۰۰ مسجد و تعدادی کلیسای کاتولیک و ارتدوکس در دوران جنگ ۹۲ خبر داد. وی تشکیل شورای بینالادیان اسلام و مسیحیت کاتولیک و ارتدوکس و یهود را نشانه این دانست که جنگ در بوسنی را نباید یک جنگ مذهبی دانست؛ بلکه یک جنگ سیاسی بود. مسلمانان با ادیان دیگر و با خودشان باید گفت و گو کنند تا مشکلات جهان به ویژه جهان اسلام از جمله عراق و سوریه حل گردد. وی اظهار امیدواری کرد که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور قدرتمند و منظم و بزرگ، این حرکت را دنبال کند. وی با تغییر دین اسلام برای الحاق به اتحادیه اروپا مخالفت کرد.
لوکا مارکشیج، کشیش کاتولیک سارایوو، سخنران دیگر همایش بود که علاوه بر استقبال و تشکر از برگزاری گفت و گوی ادیان به رابطه ایمان و الهیات در اسلام و مسیحیت پرداخت و از تبیین سه مقوله وحی، دین و الهیات سخن گفت. وحی به نظر او یک اتفاق تاریخی است که خدا برای ملائکه و انسانها تجلی کرده است و دین عبارت از پذیرش وحی و الهیات نیز فهم دین در طول تاریخ است که به شکل-های مختلف درآمده است. وی از مشترکات متدینان سخن گفت و کتاب خودش را که تطبیق بین اسلام و مسیحیت بود، معرفی تفصیلی کرد.

حجت الاسلام و المسلمین عیدی، مدیر مؤسسه ملاصدرا، سخنران بعدی همایش بود که با عنوان اشتراکات متسالم اولیه انسانی به توضیح اصول منفعت طلبی و مضرت گریزی و محبت و عشق ورزی پرداخت. اصول مقدسی که مورد احترام بشریت است. وی پس از تحلیل فلسفی و وحیانی نسبت به این اصول به ارزیابی مکاتب وحیانی اشاره کرد و سپس مروری بر آموزه های دینی پیامبران اولواالعزم داشت. به گفته وی، حضرت نوح(ع)، بنیانگذار قانون و قانونمندی در جامعه بشری، حضرت ابراهیم(ع)، بنیانگذار توجه به اصول فطری و انسانی، حضرت موسی(ع)، آزادیخواه واقعی، حضرت عیسی(ع)، منادی بازگشت به فطرت، حضرت ختمی مرتبت(ص)، جامع همه حقایق بشری و نیازمندیهای بشریت بودند.
واینا یوانویچ کشیش کلیسای ارتدوکس بوسنی و هرزگوین، سخنران دیگر همایش بود که به زمینههای ارتباط اسلام و مسیحیت و چگونگی زندگی مسالمتآمیز میان این دو دین در طول تاریخ پرداخت. سخنرانی و مقاله وی نشان می داد که وی اطلاعات تطبیقی خوبی نسبت به اسلام و مسیحیت دارد. وی به مشترکات اسلام و مسیحیت، از جمله خداگرایی و خالقیت و حیات و قیوم و محبت آمیز بودن خدای متعال و نیز آمیختگی انسان از روح الهی و داشتن عقل و اختیار انسان و اعتقاد به ملائکه و شیطان رانده شده از درگاه الهی و حیات پس از مرگ پرداخت. به گفته وی، این گونه مشترکات می توانند ما را به یکدیگر همسو کنند، هر چند در مسائلی مانند تثلیث اختلاف داشته باشیم.
دکتر عماد افروغ، عضو سابق هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی، سخنران دیگر این همایش بود که به بحث درباره «توحید و حق انسان، مبنای تفاهم و زبان مشترک اسلام و مسیحیت» پرداخت. اشاره به تقابلها و تعارضهای تاریخی متولیان رسمی دین با انسان و حق او در جهان مسیحیت و اسلام و گستره و بسط آن به سایر تقابل ها، مثل تقابل خدا و انسان، تکلیف و حق، عقل و ایمان، عقل و شریعت، دنیا و آخرت و... نمودهایی از این تجلیات هستند. این اختلافات روز به روز بیشتر شده است. باید این اختلافات را کاهش داد. البته باید توجه داشت که جنگهای دینی ربطی به دین ندارد؛ بلکه به جهت تقلیل دین به رفتار و نهادهای دینی است. باید به مشترکات میان ادیان پرداخت. مسلمانان امام حسین را وارث عیسی می دانند خدا و حق انسان می تواند تفاهم بین مسلمانان و مسیحیان را فراهم سازد. فطرت انسانی هم منبع حقوق بشر تمامی انسانهاست. علاوه بر توجه به فطرت، توجه به جهت حرکت و غایت آفرینش و عشق و گذشت می توان به صلح پایدار رسید.
سخنران بعدی اینجانب (عبدالحسین خسروپناه) بودم که مجری همایش با عنوان رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران معرفی کردند. مقاله این کمترین با عنوان روشهای فهم مشترک میان اسلام و مسیحیت ارایه گردید. مقاله با توجه به جهت موانع زبانی و ذهنی و احساسی و رفتاری به بیان چند روش معرفتی و عملی برای ایجاد تفاهم بین اسلام و مسیحیت پرداخت. یکی از آن روشها عبارت است از: روش استماع باورهای دینی با سعه صدر و حوصله و صبر و رعایت اخلاق و منطق؛ متدينان با روش هرمنوتیکی، باید باورهای دینی یکدیگر را گوش دهند تا فهم درستی از همدیگر پیدا کنند. حق تعالى با صراحت تمام مىفرمايد: (فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ)؛(زمر/۱۸) پس بشارت ده به آن بندگان من كه به سخن، گوش فرا مى دهند و بهترين آن را پيروى مى كنند. ايناناند كه خدايشان راه نموده و ايناناند همان خردمندان.
یکی از شرایط شنیدن و فهمیدن صحیح باورهای دینی، همدلی و شرح صدر براى نزدیکی قلبى و باطنى مسیحیان و مسلمانان با يكديگر است. متدینان با این روحیه، حلقههايى ترتيب دهند و به گفت و گو بنشينند و سخنان یکدیگر را بفهمند. پیشوایان اسلام و اهل بیت پیامبر گرامی اسلام، نیز درباره مناظره و نحوه احتجاج، مطالب عميق و پر مغزى گفتهاند. سعه صدر، اخلاق نيكو، جدال احسن، ترك دشنام به رقيب، تحمّل يكديگر، احترام به اصول و عقايد مخالفان و حرمت جدال و مراء، گوشهاى از این تعاليم است. فرهنگ اسلام، مراء و جدال غير احسن را مورد نهى و نكوهش قرار دادهاست و پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)، ترك آن ها را واجب و شرط رسيدن به حقيقت ايمان و ورود به مراتب عالى بهشت شمرده است. انديشمندان اخلاق نيز اين صفات رذيله را جزء آفات زبان معرفى كردهاند. معناى جدال غير احسن اين است كه حقّى به باطل يا باطلى به حقّ بدل گردد و بر باطل آشكار پافشارى شود. یکی دیگر از روشهای فهم صحیح از باورهای دینی میان اسلام و مسیحیت، بهره بردن از عقلانیت است. خدای سبحان در قرآن کریم بر تعقل، تدبّر و تفكّر تأكيد و سفارش فراوان کرده است. خدای سبحان درباره حقانیت و حجیت عقل می فرماید: «رُسُلاً مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزيزاً حَكيماً» یعنی: پيامبرانى كه بشارت‏دهنده و بيم‏دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند، (و بر همه اتمام حجت شود) و خداوند، توانا و حكيم است. این آیه در بردارنده استدلالی بر حقانیت عقل است؛ زیرا اگر پیامبرانی که مسئولیت تبشیر و انذار را دارند؛ از طرف خدای سبحان نازل نشوند؛ مردم حجتی به نفع خود و بر ضد خدا خواهند داشت و می توانند با آن حجت، احتجاج کنند که خدایا چرا پیامبران را برای ما ارسال نکردید تا حقایق دینی را بشنویم و بفهمیم و عمل کنیم. خوانندگان توجه دارند وقتی پیامبری نباشد، تنها منبع معرفتی که قدرت احتجاج پیدا می کند عقل آدمی است. پس عقل حجیت ذاتی دارد و تنها وسیله مشترک گفت وگوی میان ادیان است. روش دیگر فهم مشترک میان اسلام و مسیحیت این است که مسلمانان، حرف خود را و مسیحیان هم حرف خود را بزنند و به جای اینکه حرف دیگران را بزنند به حرف دیگران گوش بدهند تا فهم صحیحی از یکدیگر پیدا کنند، سپس اگر نقدی به یکدیگر دارند با فهم مشترک مطرح سازند. روش دیگر فهم مشترک، توجه به باورهای مشترک میان اسلام و مسیحیت است. ادیان الهی به ویژه اسلام و مسیحیت از آموزه های مشترکی برخوردارند؛ یکی از روشهای فهم مشترک بین این دو آیین بزرگ، توجه به مسایل مشترک است. خدای سبحان درباره گرایش به آموزه های مشترک ادیان الهی می فرماید: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»(آل عمران/ ۶۴) یعنی: بگو: «اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم و بعضى از ما، بعضى ديگر را- غير از خداى يگانه- به خدايى نپذيرد.» هرگاه (از اين دعوت،) سرباز زنند، بگوييد: «گواه باشيد كه ما مسلمانيم!» روش دیگر رسیدن به فهم مشترک، رعایت قواعد زبانی است؛ زیرا اسلام و مسیحیت هر دو دین، متن محورند و متن نوشتاری با زبان به بیان حقایق می پردازد؛ پس باید قواعد زبانی را دانست و آنها را رعایت کرد تا معنای ظاهری و باطنی، معنای مبهم و آشکار، معنا و مصداق و ... درست فهمیده شود.
سخنران بعدی آقای مارکو جوریچ محقق و نویسنده ارتدوکس صربستان با عنوان «مدارا بین اسلام و مسیحیت» بود. به گفته وی:‌ آنچه امروز ما درباره اسلام میدانیم، اسلام اروپایی هست و نیاز به شناخت بیشتر اسلام داریم. راههای شناخت بین ادیان بسیار گسترده است؛ ولی باید از تعصبات و بدفهمی پرهیز کرد. باید ببینیم هویت اسلام چیست؟ و چه ارزشهای مشترکی داریم و چه کسی مسلمان یا مسیحی واقعی هست؟ در قرآن و انجیل آمده که انسان باید به هم نوعش، دوستی و عشق بورزد. قرآن به افرادی توجه میکند که در راه تقوا و عدالت و دوستی با مردم هستند. پطرس هم میگوید که خدا به انسان خاصی توجه نمیکند و تنها به انسانهای عادل عنایت دارد. روایتی از پیامبر اسلام در صحیح بخاری و مسلم است که ایمان هیچ کسی درست نیست مگر به نزدیکانشان عشق بورزند. نباید اسلام را اسلام دولت عثمانی بدانیم. امروزه مسلمانان و مسیحیان با یکدیگر مرتبطاند و زندگی مسالمت آمیزی دارند. بُعد عرفانی اسلام برای تحقق بیشتر این ارتباط مؤثر است. شهود قلبی از نظر غزالی، نوعی ارتباط معنوی با خداوند است. عیسی و محمد(ص) به دنبال فرج الهی بودند و تلاش می کردند تا انسانها را به خدا نزدیک کنند. تکیه گاه به خدا، بزرگترین تکیه گاه انسان است. محمد(ص) و عیسی(ع) هر دو از نوادگان ابراهیم(ع) هستند. برخی از سؤال ها، منشأ اختلاف است که لازم نیست آنها را مطرح کنیم؛ ولی سؤال-های دیگری است که میتواند منشأ اتحاد مسلمانان و مسیحیت باشد. تفسیر مسیحیان از انجیل و تفسیر مسلمانان از قرآن نباید همراه با تعصب و پیش زمینه باشد. تاریخ نشان میدهد که هر تفسیر بنیادگرایانه از دین، نتیجه ناگواری داشته است. مسلمان و مسیحی واقعی، بنیادگرا و افراطی نیستند.
دکتر دهشیری، معاون پژوهشی سابق سازمان فرهنگ و ارتباطات با عنوان کاوشی برای فهم مشترک میان ادیان سخنران بعدی بود. به گفته ایشان: منظور از فهم مشترک، فهم واحد نیست؛ بلکه به معنای توافق در اصول مشترک است. امروز هم دین در عرصه بین المللی نقش اساسی دارد و هم دنیای کنونی از کارکرد خصومت آمیز برخی از دینداران افراطی رنج می برد. امروزه امکانات نرم افزاری فراوانی برای فهم مشترک وجود دارد. طبایع مختلف آدمیان به لحاظ احساسی و عقلانی، پیشفرضهای مختلف افراد و سابقه ذهنی و معلومات پیشینی آنها، اختلافات زبانی، ویژگیهای نفسانی و رذایل اخلاقی و زمینههای فرهنگی و اجتماعی و سبک زندگی آنها نیز می تواند از موانع فهم مشترک باشند. برخی از موانع شناختی و روشی که باعث بدفهمی میشود، عبارتند از: امور وهمی را مطلق دانستن یا امور مطلق را وهمی دانستن، عدم تمایز روش و ارزش، فقدان تفسیر مشترک درباره انسان و امور ماوراء طبیعت، خلط مصداق و مفهوم، خلط روش درون دینی و برون دینی و اما راه کارهای نظری دست یابی به فهم مشترک عبارتند از: تمایز حقیقت و واقعیت، تمایز ارزش و روش، تمایز دال و مدلول، تمایز مفهوم و مصداق و نیز راه کارهای عملی دست یابی به فهم مشترک عبارتند از: همدلی و همزبانی و رعایت حقوق برابر؛ پس نباید دغدغه محکوم کردن یکدیگر داشته باشیم؛ بلکه باید دغدغه فهماندن به طرف مقابل را داشته باشیم. این مسیر می تواند زمینه زندگی مسالمت آمیز میان ادیان را فراهم آورد.
سرکار خانم رستم آبادی با عنوان فهم مشترک بین اسلام و مسیحیت، ضرورتی برای دنیای جدید، مقاله داشتند و به جهت امکان استفاده مخاطبان از مقاله منتشره، به معرفی مرکز گفت و گوی ادیان جمهوری اسلامی ایران پرداخت. اولین گفت و گوی این مرکز از سال ۱۹۸۲ با مسیحیت ارتدکس یونان بود و تاکنون بیش از صد گفت و گوی دینی با ادیان مختلف برگزار کرده است.

alt


دکتر ماتوزویچ نائب رئیس کاتولیک بوسنی، سخنران بعدی این همایش با عنوان حمایت فعال پاپ فرانسیس از گفت و گو و همکاری اسلامی- مسیحی بود. وی بر آزادی دینی و کرامت انسانی به عنوان حقوق مدنی تأکید کرد و گفت: برای رسیدن به درک مشترک باید نسبت به هم حسن نیت داشت و همکاری دینی را تشدید کرد. گفت و گوی دینی، درک متقابل را بیشتر می کند. صلح معنادار و عدالت جهانی با عشق به خدا تحقق پذیر است. مقابله با چالش های مشترک نیز ضرورت دارد. مأموریت کلیسای کاتولیک در دنیای جدید تقویت گفت و گوی میان ادیان است. پس باید در درک یکدیگر تلاش کرد و سخنان یکدیگر را شنید. پاپ فرانسیس، مسیحیان را تشویق میکند تا به مسلمانان جهان در کشورهای مختلف احترام بگذارند. پاپ معتقد است که قرآن مخالف هر نوع خشونت است.
سخنران بعدی آقای دکتر گرجیان با عنوان «دین در عصر جدید و رسالت دین مداران» بود. وی به نقد سکولاریسم و دیدگاه کمونیسم مبنی بر افیون خواندن دین پرداخت. دین باید در ارتباط بین دنیا و آخرت حضور داشته باشد و دینداران و عالمان دینی باید با همکاری یکدیگر به نقش دین در تمدن نوین دست یابند. باید دین را ناظر به نیازهای زمان با روش شناسی جدید به دنیا عرضه کنیم تا رویکرد قدسی و ملکوتی در رفتار مردم پدید آید و با کنار گذاشتن نهیلیسم و با استفاده از تکنولوژی بر ماشینیسم غلبه کنیم. باید مراقب بود دین به عنوان ابزار در خدمت مخالفان دین قرار نگیرد.
سخنران بعدی دکتر آرام رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با عنوان «قرآن و انجیل بین عشق و قانون» بود. وی با بیان آیاتی از قرآن و انجیل، بر قانون گرایی و محبت ورزی متدینان تأکید داشت.
همایش با قرائت بیانیه مشترک اولین گفت و گوی اسلام و مسیحیت در بوسنی به پایان رسید. اندیشمندان مسلمان و مسیحی در این بیانیه بر مطالبی تأکید داشتند؛ از جمله: ضرورت گفت و گو برای رسیدن به فهم مشترک، احترام به تفاوتهای دینی و تأکید بر مشترکات، رابطه متقارن اعتقاد به خدا و حقوق کرامت و ارزشهای بشری از جمله نوع دوستی و عدالت و معنویت و اخلاق به عنوان مبنای تفاهم پایدار، لزوم پرهیز از سوء تفاهمهای تاریخی- اجتماعی و فرهنگی و شناختی، نفی رفتارهای خشونت آمیز به عنوان موانع فهم مشترک، لزوم شناخت متقابل برای رسیدن به فهم صحیح از متون یکدیگر؛ در پایان بیانیه مصوب شد دور دوم گفت و گوی اسلام و مسیحیت منطقه بالکان و جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۱۶ در تهران برگزار گردد.
عصر سه شنبه پس از برنامه روز اول همایش، به دیدن کلیساهای ارتدوکس و کاتولیک رفتیم. مسیحیان کلیساهای ارتدوکس بدون صندلی و به صورت ایستاده و کاتولیک ها روی صندلی با خدا راز و نیاز می کنند. تصاویری از عیسی مسیح و مریم مقدس با سبک های مختلف بین کاتولیکها و ارتدوکسها در کلیساها بسیار دیدنی بود. اسقف ها و کشیشان مسیحی نیز در کلیساها دفن شده بودند.
عصر چهارشنبه توفیقی شد از کالج فارسی- بوسنیایی دیدن کنیم. این کالج، مجموعه آموزشی است که از دوره کودکستان تا دبیرستان را پوشش می دهد و بچه مسلمانان بوسنیایی را آموزش و تربیت میکند. جلسه فارغ التحصیلان پنجمین دوره دبیرستان این مجموعه با شعرخوانی و اعطای دیپلم و جوایز برگزار شد و بسیار زیبا و دیدنی و جذاب بود. بعد از دیدن کالج به بازدید از مؤسسه علمی- پژوهشی ابن سینا رفتیم که اطلاعات خوبی از پژوهش ها و جلسات علمی و ترجمه ها و نشریات آنها به هیأت دادند.
پس از این جلسه با همت آقای سید مهدی حسینی که از ایرانیها و شیرازیهای دوست داشتنی و باصفای ساکن بوسنی هستند و این چند روز زحمت زیادی به ایشان دادیم، به رستوان بوسنیایی رفتیم و غذای حلال خوردیم. آقای حسینی می گفت که مردم بوسنی به قهوه علاقه زیادی دارند و بعد از نوشیدن قهوه نیز حتما سیگار می کشند و می گویند: قهوه بدون سیگار، مانند مسجد بدون مناره است.
روز پنج شنبه وسایل خود را آماده کردیم و به همراه اتاق تحویل هتلدار دادیم. آقای حسینی را زحمت مجدد دادیم تا دوستان هیأت را به شهر موستار، یکی از شهرهای بوسنی ببرند. موستار به معنای نگهبانان پل و به روایتی به معنای پل قدیمی است. جاده بسیار زیبا و سرسبز و تونل های تاریک در این مسیر بود. دوستان مشغول گفت و گو با یکدیگر بودند و بنده مشغول سفرنامه نویسی و گاهی هم سخنی بی-ربط و با ربطی میپراندم؛ چون به قول بعضیها مرحوم پدرم قایل به ربط نبود.
شهرها و روستاهایی بین سارایوو و موستار هست از جمله می توان به کونیتس و یابلانیتسا دو شهر معروف بوسنی و ترچین یکی از روستاهای این منطقه، اشاره کرد. مسجدی در کونیتس است که مناره اش در جنگ شکسته شده و به عنوان نماد جنگی حفظ شده است. مطلب جالب این است که هر منطقهای در شهر سارایوو و شهرهای دیگر بوسنی نام شهدای جنگ و تاریخ شهادتشان را روی تابلوهایی نوشته و نصب کردهاند تا یاد جنگ و شهدا در ذهن نسل جدید بماند. موستار از دو بخش بوشنیاک (مسلمان) و کروات (کاتولیک) تقسیم می شود و در دوران جنگ، این دو ملیت با یکدیگر در دو طرف خیابان درگیر بودند و ساختمانهای ویرانهای به جای گذاشتند. هنوز هم آثار جنگ و ساختمانهای مخروبه نمایان است و عکس هایی هم از ویرانهها گرفتیم.
alt
درباره وجه تسمیه کرُوات گفته می شود که وقتی تاجران ایرانی برای اولین بار به عنوان افرادی متشخص به کرواسی رفتند، دستمال ابریشمی دور گردنشان بود، کم کم این دستمال دور گردن به عنوان کِروات شناخته شد و به مرور کروات شکل گرفت. کرواتها، علاقه زیادی به ایران دارند و خود را از نژاد آریایی می دانند. تفاوت عجیبی هم برای صربها و کرواتها بیان می کنند و می گویند: صربها، صریحا از مسلمانان اظهار تنفر می کنند؛ ولی کرواتها، با اظهار محبت، از پشت خنجر می زنند. معروف است که در معامله برای خرید از صربها، هر دو چشمانتان را ببندید، ولی در معامله با کرواتها، یک چشمت را باز و یک چشمت را ببند؛ چون در معامله به صربها می توان اعتماد کرد؛ ولی با کرواتها هرگز!
در مسیر سفر به موستار به پلی رسیدیم که پایان بوسنی و آغاز هرزگوین بود. هرزگوین، هوای گرمتری دارد و آفتابش قدری سوزان است. میوه های لذیذی مانند زردآلو، لیموشیرین و لیموترش، گیلاس و... دارد؛ البته به اعتراف ایرانیان ساکن بوسنی، به خوشمزگی میوههای ایران نمی رسند.
رودخانه بزرگ و همیشه سبزی در شهر موستار به نام درینا است و پل بسیار قدیمی، روی این رودخانه قرار دارد. این پل در دوره جنگ آسیب دید و دوباره به شکل قدیمی بازسازی شد. بازار قدیمی و سنتی موستار، زینت بخش این شهر است. مغازههای فراوانی با وسایل سنتی و مدرن، مشتریان خارجی و توریست های غربی و شرقی را به خود جذب می کرد. بیشتر توریست ها، پیرمردان و پیرزنهای شرقی و غربی بودند. دوستان هم از مغازه ها، چیزهای محلی و ترکی خریداری کردند. فروشتندگان مغازهها بیشتر خانم بودند و چند پیرزن مسن و در حد هفتاد- هشتاد ساله، نیز دست فروشی می کردند.
پس از گشت و گذار در بازار، به دیدن احمدصالح چولاکویچ، مدیر مرکز اسلامی و مفتی موستار رفتیم و نزد ایشان نسکافه و چای نوشیدیم. ایشان از علاقمندان به جمهوری اسلامی ایران و امام خمینی(ره) بوده و در سال ۱۹۸۶ به ایران سفر کرده است و برای بازدید دوباره از ایران، اظهار علاقه می کرد.
پس از این دیدار به مسجد قدیمی موستار رفتیم و نماز جماعت ظهر و عصر را خواندیم و بعد هم برای ناهار به رستورانی وسط بازار رفتیم و ناهاری خوردیم و قدری از کباب ها را هم به گربه هایی که کنار میز مهمانمان شده بودند، بخشیدیم. سپس به طرف سارایوو بازگشتیم و دوباره جاده سرسبز و زیبای مسیر را دیدیم و عکس گرفتیم. آقای حسینی برای اتمام احسانش در بین راه، ما را به یکی از رستورانهای کنار دریا و درخت های زیبا در اطراف شهر یابلانیتسا برد و کاپوچینو مرحمت کرد.
به هر حال بعد اللتیا و اللتی سفر به پایان رسید و از رایزنی فرهنگی ایران در سارایوو به سمت فرودگاه رفتیم و هواپیمای ترکیش، ساعت هشت غروب به سمت فرودگاه استانبول پرید و با یک ساعت تأخیر، حدود ساعت دو بامداد، هواپیمایی ترکیش به سمت فرودگاه امام خمینی تهران پرواز کرد. اما چه پروازی که پر از تلاطم و اضطراب که مسافران را به صلوات فرستادن مجبور می ساخت. من هم طبق عادت همیشگی مشغول آیهالکرسی بودم. در پایان از مسئولان مرکز گفت و گوی ادیان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به ویژه دکتر حلمی رئیس مرکز تشکر می کنم که زمینه سفر را برای هیأت فراهم کردند و باعث شدند، اطلاعات خوبی نصیب ما شود.
و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
عبدالحسین خسروپناه
۲۳ خرداد ۱۳۹۳ مصادف با نیمه شعبان ۱۴۳۵