امام مهدى(عليه السلام) مى فرمايد: (مَنْ كانَ في حاجَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ كانَ اللّهُ في حاجَتِهِ) ;
هر كسى كه به دنبال حاجت خداوند عزّوجلّ باشد، خداوند نيز دنبال كننده و برآورنده ى حاجت او خواهد بود.
دکتر خسروپناه
صوتی + جریان شناسی قرآنی و عرصه حسینی (۱)شب ششم محرم ۹۵

سخنرانی حجت الاسلام دکتر خسروپناه در شب ششم محرم ۹۵


alt

دریافت فایل سخنرانی


خلاصه سخنرانی شب ششم محرم ۹۵ در هییت رزمندگان اسلام شهرستان دزفول:

حجه الاسلام والمسلمین دکتر خسروپناه مدیریت موسسه حکمت و فلسفه ایران در بخش آغازین خود با اشاره به سوره حج آیه ۵۴ به بیان کردند :

عده ای اهل حق هستند اما عده ای اهل باطلند و طالب حق نیستند؛ هردو جریان در کربلا حضور داشتند .

استاد خسروپناه اشاره کردند: بطور کلی حق محض داریم ولی باطل محض نداریم .
آیا می دانید چرا حق و باطل را آمیخته می کنند؟
برای اینکه آنها می خواهند حق پنهان شود پس راهش این است که حق را با باطل آمیخته می کنند .
ایشان در ادامه در تعریف حق و باطل گفتند : کسی اهل حق است که سخن ، گفتار و کردارش درست باشد و هدفش هم درست باشد
ممکن است کاری درست باشد ولی هدف به قدرت رسیدن و مشهور شدن باشد ، در آن کار فعل ، فعل درستی است ولی انگیزه درست نیست ، هدف شیطانی است .
و در ادامه افزودند : یکی از گرایش های باطل کافران اند ، در کربلا عده ای بودند که در حادثه کربلا نقش مهمی داشتند . بطور کلی قرآن به کسی کافر می گوید که مبداء و معاد را قبول ندارد و اعتراف هم می کند که قبول ندارد .
ما معتقدیم بعضی از بنی امیه کافر بودند و در حادثه کربلا نقش داشته اند.
شیخ طوسی در امالی حدیثی از امام سجاد از اسماء بنت عمیس نقل می کند :
که امام حسین(ع) ۷ روزه بودند و پیامبر اکرم (ص) آمدند و فرمودند پسرم را بیاورید وقتی امام حسین(ع) را دیدند ، فرمودند:
” یا اباعبدالله عزیزٌ علی ثم بکی ” بر من سخت گران است ،و گریه کردند؛ سپس پیامبر اکرم (ص) فرمودند : من برای پسرم می گریم زیرا فرزندم را گروه متجاوز کافر از بنی امیه به قتل می رسانند .
دکتر ادامه دادند : این سند از نبی اکرم(ص) است .
در سندی دیگر امام حسین (ع) نقل شده است : ما از مکه خارج و از حرم جدمان فاصله گرفتیم ،و بنی امیه به ما ظلم کردند و حق را از ما گرفتند و شما حق ما را از آنها بگیرید و در پایان فرمودند : ” ونصرنا علی القوم الکافرین”
در سند سوم نقل شده است : هنگامی که سواران ابن سعد از کنار حضرت گذشتند امام خطاب به آنها این آیه را خواندند : آنهایی که کافرند گمان نکنند اگر خداوند مهلتی به آنها داده آن مهلت برای آنها خیراست .
حجه الاسلام دکتر خسروپناه به شعری که یزید در مقابل سر مبارک امام حسین(ع) در مجلس عام در حضور اهل بیت (ع) خواندند اشاره کرده و در مورد آن توضیحاتی دادند :
یزید در بیت اول شعرش گفت درحالی که به سر مبارک امام نگاه می کرد می گفت :
ای کاش پدرانم که در بدر بودند وبه دست سپاه پیامبر(ص) کشته شدند؛ الآن حاضر می شدند و این بی تابی خضرج را از زخم سلاح ها می دیدند ، اینها هلهله می کردند ، بالهای خود را از شادی باز می کردند و می گفتند یزید پاینده باشی .
و در بیتی دیگر یزید اشاره می کند : پدرم مرا به این کار سفارش کرد او گفت این خاندان را ازبین ببر من هم همین کار را کردم.
جناب دکتر خسروپناه سئوال کردند :
آیا کسی که این شعر را خوانده کافر است یا منافق یا فرد ضعیف الایمانی است؟ البته کافر است .
گرایش دوم از اهل باطل در حادثه کربلا منافقان هستند .
منافق با کافر هیچ فرق اعتقادی و قلبی ندارد اما فرقش با کافر این است که منافق اظهار مسلمانی می کند . ولی کافر اظهار کافری می کند مثل یزید که اشاره شد.
منافق به دنبال خدعه و نیرنگ است و می گوید ما اصلاحگریم ولی فساد می کنند .
امام حسین (ع) در مورد ویژه گی های منافق می فرمایند : ۱- آنها دروغ می گویند ۲- وعده می دهند و وفا نمی کنند ۳- امانت می گیرند و خیانت می کنند.
و مصداق موارد بالا عبیدالله ابن زیاد و عمرسعد است ؛ عمر سعد و شمر مومنانی بودند که به کفر کشیده شدند.
عمر سعد به این دلیل فرمانده سپاه انتخاب شد که مردم او را مومن می شناختند
در ادامه آقای دکتر در مورد نقش عمر سعد در روز عاشورا توضیحاتی دادند و سپس گفتند :
گروه سوم از اهل باطل مشرکان و کافران اهل کتاب هستند ایشان در توضیح آن به یهودیان زمان پیامبر(ص) اشاره کردند و پرسیدند
چرا یهودیان قبل از حضور پیامبر(ص) در مدینه مستقر شدند ؟ زیرا آنها می دانستند که پیامبر در مدینه مستقر خواهد شد ، آنها باعث اذیت و آزار پیامبر شدند و حق و باطل را آمیخته می کردند . همانطوری که قرآن خطاب به آنها می فرماید : یااهل الکتاب چرا حق و باطل را با هم آمیخته می کنید و مردم را دچار شبهه می کنید؟
سپس حجه الاسلام دکتر خسروپناه به ذکر اهل کتابی که حادثه کربلا نقش داشتند پرداختند و اشاره کردند یکی از آنها سرجون (غلام،کاتب،مشاور) معاویه بود.
سرجون به معاویه پیشنهاد داد تا عبیدالله ابن زیاد را به کوفه فرستاد .
این گروه از اهل کتابِ کافر ، دست بدست هم دادند تا حادثه کربلا رقم بخورد .

alt

alt

alt